۱۳۹۶ فروردین ۲۵, جمعه

زنان کارآفرین وبازار مردانه ی کار




                      
زنان کارآفرین وبازار مردانه ی کار      
                                                              
بازار کار ایران مردانه است و نرخ مشارکت اقتصادی زنان در ایران17درصد و این نرخ برای مردان 63درصد بوده است چرا زنان با نرخ بالای تححصیل در حاشیه قرار دارند ؟نرخ مشارکت زنان حتی در مقایسه باخاورمیانه بسیار پایین استدر سطح جهان نشان می‌دهد که در کارآفرینی، استراتژی زنان و مردان متفاوت است. زنان برای کسب و کار و ورود به بازار کار و بقا در آن اهداف متفاوتی را دنبال می‌کنند.مطالعات انجام شده در سطح جهان نشان می‌دهددر بیشتر موارد، زنان رضایتمندی درونی را برسودآوری ترجیح می‌دهند و کمتر به توسعه کسب وکار خود علاقه ‌مندند.علاوه بر چالش‌های جهانی که زنان برای کارآفرینی و راه ‌اندازی کسب و کار برای خود و دیگران با آن روب‌رو هستند زنان ایرانی با موانع فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی مواجه می‌شوندعمدهترين موانع اشتغال و مديريت زنان در ايران مشکالت ناشي از حاكمیت تفکرمردسالاری فقدان برنامه ريزي منسجم و مدون براي اشتغال زنان، مشکل فرهنگي، مخالفت مردان با اشتغال زنان و عدم همکاري آنان با زنان شاغل، دستمزد پائین زنان نسبت به مردان، عدم استفاده از تخصص زنان، عدم تمايل كارفرمايان به پوشش بیمه اي زنان، رقابتهاي كاذب در برخي محیطهاي كاري ، هزينة زياد مهدكودك و فقدان تشکلهاي دولتي و خصوصي مناسب براي خود اشتغالي زنان. بازار کار ایران با مشکلات عدیده ای مواجه است که از نبود فرصت های شغلی برای جوانان به ویژه زنان تا کمی دستمزد و نبود فرصت های شغلی برای زنان و در نهایت انبوه جمعیت فارغ التحصیل ازدانشگاه های کشور که بتدریج وارد بازار کار کشور می شوند، شامل می شود.نیازهای بازار کار ایران هیچگونه مطابقتی با آموزش هایی که در دانشگاه های کشور انجام می شود، ندارد  مطابق آمار، شانس زنان برای ورود به بازار کار بسیار کمتر از مردان است و در صورت ادامه چنین وضعیتی نه تنها احتمال نزدیک شدن آنها به هم بعید به نظر می رسد بلکه شکاف عمیق تر می شود. این شکاف پیامدهای منفی در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خواهد داشت.از ۲۷ میلیون زن ایرانی در سن کار،‌ فقط ۳ میلیون نفر کار می کنند .  
  با این حال تمامی زنان جامعه چه آنهایی موفق شده اند در بازار کار شغلى داشته باشند، چه آنهایی که موفق نشده اند، چه افرادی که خانه نشین شده ویا به شاغلین غیر رسمى پیوسته اند و چه زنانی که به دلایل مختلف ،کار در خانه را به عنوان یک شغل در پیش گرفته اند، با مشکلاتى روبرو هستند که باعث می شود نرخ مشارکت زنان در عرصه هاى اقتصادى کشور ما تا این اندازه کاهش داشته باشدبه طور ذاتی زنان در عرصه کارآفرینی برتری‌هایی نسبت به مردان دارند که به آن‌ها کمک می‌کند شانس بالاتری برای موفقیت داشته باشند 1.حس حمایت‌گری زنان بیش از مردان است. در اجتماع زنان رکن اصلی خانواده هستند و حضور آن‌ها از لحاظ حمایت عاطفی که ارایه می‌دهند ضروری است. این حس حمایت‌گری در امور تجاری نیز دیده می‌شود و تحقیقات نشان می‌دهد حس همکاری و کمک در زنان کارآفرین قوی‌تر از مردان است. 2.زنان در زمینهء شناخت دیگران، درک رفتارها و قضاوت سریع بسیار تواناتر از مردان هستند. همواره به این پرسش فکر می‌کنیم که چرا دیگران چنین رفتاری دارند و این‌گونه سخن می‌گویند. مردان اغلب توجهی به زبان بدن ندارند در حالی که زنان در این امور بسیار دقیق هستند. در تجارت بین‌المللی هنگامی که با فرهنگ طرف مقابل آشنا نیستید، همین توجه به رفتارها راه‌گشای شما در تصمیم‌گیری صحیح است  3.صبر زنان و ظرفیت بخشش آن‌ها بسیار بالاست. دنیای تجارت بین‌المللی به کسانی تعلق دارد که به دیگران اجازه می‌دهند شک کنند و دچار سوء تفاهم شوند. در این جهان رفتارهای تجاری گاه بسیار ناراحت‌کننده است و برندهء نهایی کسی است که لبخند می‌زند و با حوصله به رفع مشکلات می‌پردازد. در این حوزه بدون شک زنان از مردانموفق‌تر هستند. 4.رفتار اجتماعی زنان به سبب دقت آن‌ها در درک موقعیت‌های گوناگون، مناسب‌تر است. درک آداب و رسوم و فرهنگ‌های خارجی برای موفقیت ضروری است در این زمینه هوش اجتماعی زنان بالاتر است. از سوی دیگر چون تعداد کارآفرین‌های زن نسبت به مردان کارآفرین کم‌تر است، توجهات بیش‌تر به آن‌ها جلب می‌شود.به این ترتیب سدهء بیست‌ویکم، سدهء رشد سریع کارآفرینی زنان محسوب می‌شود و این امر نویدبخش رشد اقتصادی بالا برای تقریبا تمام کشورها به خصوص کشورهایی است که زمینه را از هر جهت برای ارتقای سطح زندگی زنان فراهم می‌کنند.

                                       

۱۳۹۶ فروردین ۲۰, یکشنبه

یک زندانی در زندان پارسیلون خرم آباد اعدام شد



خبرگزاری هرانا – سحرگاه روز جاری یک زندانی با اتهام حمل و نگهداری مواد مخدر در زندان پارسیلون خرم آباد اعدام شد. یک زندانی دیگر با اتهام و حکم مشابه، همراه وی به سلول انفرادی منتقل شده بود که با توقف حکم به بند مربوط بازگشت.

به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، سحرگاه امروز شنبه ۱۹ فروردین ماه ۱۳۹۶، حکم اعدام یک زندانی به نام “مازیار گراوند” که روز گذشته به سلول انفرادی منتقل شده بود، در زندان پارسیلون خرم آباد اجرا شد.
مازیار گراوند اهل شهرستان کوهدشت واقع در استان لرستان به اتهام حمل و نگهداری “سه کیلو گرم هرویین” به اعدام محکوم شده بود. وی که متاهل و دارای یک فرزند ۳۳ ساله است از سه سال پیش در زندان به سر می برد.
مرتضی سنایی اهل شهر شیراز واقع در استان فارس نیز با حکم اعدام به اتهام حمل و نگهداری “هشتصد گرم هرویین” روز گذشته به سلول انفرادی منتقل شده بود اما با توقف اجرای حکم امروز به بند مربوط بازگشت.

گفتنی است که در روزهای گذشته طی تماس تلفنی از سوی مسئولین زندان پارسیلون خرم آباد، خانواده زندانی محکوم به اعدام “مازیار گراوند” جهت آخرین ملاقات قبل از اعدام به زندان فراخوانده شدند. از امکان آخرین ملاقات آقای سنایی اطلاعی در دست نیست.

لازم به یادآوری است نمایندگان مجلس پیش تر از قوه قضاییه خواسته بودند تا زمان پایان این بررسی از اعدام دست کم ۵ هزار زندانی محکوم به اعدام در رابطه با مواد مخدر خودداری کند با اینحال قوه قضاییه در عمل به این خواسته بی اعتنایی پیشه کرده است.
اعدام این زندانی تا لحظه تنظیم این گزارش از سوی رسانه‌های رسمی اطلاع رسانی نشده است.

۱۳۹۶ فروردین ۱۹, شنبه

 نقش و مشارکت سازمانها و تشکل های مردمی در توسعه حقوق محیط زیست

 نقش و مشارکت سازمانها و تشکل های مردمی در توسعه حقوق محیط زیست

ایران با کمبود آب مواجه است و اندوخته‌های آبی کشور تا نیم قرن آینده به صفر میرسد


عضو هیات رئیسه فراکسیون محیط زیست و توسعه پایدار مجلس با انتقاد از بحرانی شدن منابع آب کشور طی ۹ سال، گفت: سالانه ۱۰ دشت آبی کشور از مجموع ۶۰۰ دشت موجود دچار بحران می شوند.

۱۳۹۶ فروردین ۱۶, چهارشنبه

پساب آلوده پتروشیمی‌های ماهشهر

عدم مدیریت بی کفایتی و مهمتر از همه بی تفاوتی مسئولین حفاظت از محیط زیست در ایران یعنی:

تخلیه روزانه 156 هزار مترمکعب ماهانه4.7میلیون مترمکعب و سالانه حدود 56 میلیون و200 هزار مترمکعب

پساب آلوده فقط از طریق  پتروشیمی‌های ماهشهر به دریا.

۱۳۹۶ فروردین ۱۳, یکشنبه

معضل ریزگردها، خشک شدن تالابها و نابودی جنگلهای زاگرس نشانه بی کفایتی و نالایقی مسئولین حفاظت از محیط زیست در ایران

متاسفانه روز به روز خطر خشکیدن خلیج گرگان و هجوم ریزگرد ها به شمال ایران در حال افزایش است. خلیج گرگان در سال 1354 به همراه تالاب میانکاله و لپوی زاغمرز (در استانهای گلستان و مازندران) به‌ عنوان نخستین مجموعه تالاب بین‌المللی جهان در فهرست تالاب‌های کنوانسیون رامسر به ثبت رسید تا ثابت شود نه فقط این خلیج، بلکه نواحی اطراف آنن شامل شبه جزیره میانکاله (پناهگاه حیات‌وحش) و تالاب بین‌المللی گُمیشان یک مجموعه ارزشمند زیست‌محیطی است .در اینن منطقه کم شیب پسروی 500 متری دریا گردشگری و صیادی را از رونق انداخته و اکنون سواحل استان گلستان به جای اینکهه مکانی برای گردشگری، آبتنی تابستانی و صید ماهی زمستانی باشد، به محلی برای رویش بوته های صحرایی تبدیل شده استت و اگر جلوی این روند گرفته نشود مناطق شمالی ایران نیز با معظل ریزگرد ها مواجه خواهند شد.

تالابهای کشور به علت تغییرات اقلیمی و دخالت های انسانی در وضعیت قرمز قرار دارند. بر طبق کنوانسیون رامسر که در سال ۱۹۷۵ جنبهٔ قانونی یافت. این معاهده کشورهای عضو را ملزم به تعیین و حفظ تالاب‌های با اهمیت بین‌المللی و تشویق به استفاده خردمندانه از آن‌ها می‌نماید.همچنین این کنوانسیون بر حفاظت و بهره‌برداری معقول از تالاب‌ها به خصوص در جهت فراهم ساختن زیستگاهی برای پرندگان آبزی تأکید می‌کند.

  در مجموع ۳۵ تالاب در قالب ۲۴ عنوان ثبت شده در کنوانسیون رامسر وجود دارد که متاسفانه حال  و روز چندان خوبی ندارند.در حال حاضر به علت خشکسالی های طولانی و عدم مدیریت صحیح و از طرفی دیگر دخالت های نابخردانه انسان ها مثل سد سازی های فله ای باعث شده است که تالاب های کشور حال و روز خوبی نداشته باشند و با ادامه این روند تا چند سال اینده هیچ اثری از این تالاب های زیبا در جغرافیای کشورمان نیست.

در اینجا باید به نابودی بیش از ۶ میلیون هکتار از جنگل های زاگرس و از بین رفتن بیش از ۱۸میلیون درخت بلوط در ۲ سال گذشته اشاره کنیم . جنگلهای زاگرس در غرب کشور، جزو اکوسیستمهای طبیعی با ارزشی هستند که در آنها تنوع بالایی از گونه های گیاهی و جانوری وجود دارد.متاسفانه این اکوسیستم ها، به دلایل مختلفی از جمله تبدیل اراضی، بهره برداری های بی رویه، چرای دام، آتش سوزی، برداشت چوب و غیره در معرض خطر تخریب قرار گرفته و روز به روز از تعداد و کیفیت گونه های گیاهی و جانوری آن کاسته میشود. به طوریکه بر اساس منابع موجود امروزه جنگلهای زاگرس و پوشش گیاهی آن که بسیاری از گونه های آن نایاب هم هستد درمعرض خطر نابودی قرار گرفته است. حوزه زاگرس در گذشته 12 میلیون هکتار جنگل داشت که هم اینک حدود پنج میلیون و 500 هزار هکتار آن باقی مانده است که خود نشانه ای از یک فاجعه زیست محیطی را به همراه دارد.


۱۳۹۶ فروردین ۱۲, شنبه

پنج شهروند بهایی بازداشت‌شده در زندان اصفهان نگهداری می‌شوند

به گزارش تارنگارحقوق بشردرایران ، پنج شهروند بهایی به نام‌های احسان اشتیاق، عنایت نعیمی، فرزاد همایونی، سروش پزشکی و سهراب نقی پور که صبح روز هشتم فروردین‌ماه در منازلشان بازداشت‌شده‌اند، هم‌اکنون در زندان اصفهان به سر می‌برند.
 سیمین فهندژ، سخنگوی جامعه جهانی بهاییان در ژنو به کمپین بین المللی گفت: «ما متاسفانه هنوز اطلاعی از نهاد بازداشت کننده آنها نداریم. همین طور نمی‌دانیم به چه اتهاماتی آنها دستگیر شده‌اند. فقط می‌دانیم در زمان بازداشت حکم بازرسی و بازداشت را اگر هم داشته‌اند به بازداشت‌شدگان نشان نداده‌اند.» همچنین خانم فهندژ گفت ماموران پس از ورود به منزل این پنج نفر، در ابتدا خانه را تفتیش و برخی از وسایل شخصی را به همراه آنها با خود برده اند. یک منبع مطلع نیز گفت که این پنج بهایی به زندان اصفهان منتقل شده‌اند اما از وضعیت آنها اطلاعی تاکنون در دست نیست.

علیرغم اظهارات حسن روحانی، رییس جمهور ایران در مورد آزادی اقلیت‌های مذهبی در طی نزدیک به چهار سال گذشته دهها بهایی به اتهامات مختلف بازداشت و محکوم شده‌اند و همچنین دهها دانشجو بهایی به دلیل اعتقاد به مذهب بهاییت از دانشگاه های ایران اخراج شده‌اند. در برخی از موارد محل کسب و کارشان پلمب شده است.

جامعه جهانی بهایی در روز ۱۶ شهریور ماه ۱۳۹۵ طی نامه‌ای سرگشاده به حسن روحانی، رییس جمهور ایران، از او خواست تا به«سرکوب اقتصادی بهاییان» در ایران خاتمه دهد. در این نامه ضمن تاکید براینکه تهاجم شدید اقتصادی علیه شهروندان بهایی «سیاست عمدی» دولت ایران است، به اخراج کارمندان بهایی از بخش های دولتی، محدودیتهای متعدد برای آنان در بخش خصوصی، محرومیت شان از طیف گسترده‌ای از حرفه‌ها و مشاغل با دست‌آویز «نجس» بودن آنان، مصادرۀ اموال، اذیت و آزار صاحبان مشاغل و بستن مغازه‌ها اشاره شده و در نهایت از حسن روحانی رییس جمهور ایران خواسته شده است تا با فوریت به وضعیت بهائیان رسیدگی کند و شرایطی فراهم کند تا موانع موجود در مورد کسب و کار بهاییان برداشته شود.

سخنگوی جامعه جهانی بهایی در بهمن ماه ۱۳۹۴ با انتقاد از افزایش فشار بر روی جامعه بهاییان در دولت حسن روحانی گفت:‌ «در حال حاضر ما بیش از ۸۰ نفر بهایی در زندان های ایران داریم. متاسفانه از زمان تشکیل دولت آقای روحانی تاکنون یعنی طی دو سال بسیاری از بهاییان دستگیر شدند، گورستان‌های زیادی از بهاییان تخریب شد و جوانان بهایی که حتی با رتبه بالا در کنکور قبول شدند به دلیل بهایی بودن‌شان نتوانستند تحصیل کنند. حالا هم به ۲۴ نفر شهروند بهایی چنین حکم‌های طولانی داده‌اند.»

پیش از این خانم فهندژ همچنین در اعتراض به بازداشت ها و بی احترامی ها به جامعه بهایی در ایران گفته بود: «جمهوری اسلامی الآن ۳۷ سال است که از هر شیوه‌ای برای تفرقه و جدایی انداختن بین جامعه بهائی و دیگران استفاده کرده است. یکی از این روش‌ها روا داشتن اتهامات، اطلاعات و سخنان نادرست و بی‌اساس در رسانه‌های عمومی است. هر بار که یک شخص شناخته شده به حمایت از جامعه بهائی برخاسته، رسانه‌های دولتی او را هم مورد حمله قرار داده‌اند و اقدامش را ضددولتی و ضداسلامی خوانده‌اند. اما نکته‌ای که مهم است این است که تمام مرزهایی که جمهوری اسلامی سعی کرده در این سال‌ها بین بهائیان و گروه‌های دیگر ایجاد کند در بسیاری از مواقع در زندان‌های خود جمهوری اسلامی شکسته شد.»

صادق آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه ایران نیز روز دوشنبه ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۵، بهاییت را «مجعول و ساخته اجانب و استعمارگران» دانست و با طرح این ادعا که «سران بهاییت با کشورهای بیگانه اتصال دارند و از آنها دستورات امنیتی می‌گیرند.»

آیت‌الله محمد موسوی بجنوردی، یکی از اعضای سابق شورای عالی قضایی در زمان آیت الله خمینی بسیار فراتر از این حرف ها رفت و در گفتگویی به خبرگزاری فارس در آذر ماه ۱۳۹۳ حتی حق شهروندی بهاییان را در ایران زیر سوال برد: «هیچوقت ما نمی‌گوییم بهایی حق تحصیل آزاد دارد، اصلا حقوق شهروندی ندارد.» او تصریح کرد «مسیحیان، یهودیان و زرتشتیان از حق شهروندی برخوردارند. در مجلس نماینده دارند، زیرا ادیان ابراهیمی هستند و ما با آنها تعامل داریم و نمایندگان آنها با ما دوست هستند.»

مرگ تدریجی آرش صادقی در سایه محرومیت از خدمات پزشکی؛ گزارشی از آخرین وضعیت



خبرگزاری هرانا – آرش صادقی کنشگر زندانی در بند ۳۵۰ زندان اوین هم‌چنان از اعزام به بیمارستان محروم است. ترشح برخی آنزیم ها باعث ناتوانی در هضم غذا برای او شده و همینطور چسبندگی روده شرایط او را بدتر کرده است. یکی از کلیه های او تقریبا کارآیی خود را از دست داده و ناحیه قلب نیز دچار تحلیل رفتگی ماهیچه ها شده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آرش صادقی زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین همچنان در وضعیت وخیم جسمانی به سر می‌برد.
یک منبع نزدیک به آقای صادقی در مورد آخرین وضعیت این زندانی بیمار به گزارشگر این خبرگزاری توضیح داد: “معده وی روز به روز وضعیتش وخیم تر میشود و تقریبا هرروز دچار حالت تهوع است و نمی‌تواند غذا های جامد را هضم کند. به گفته پزشکان دلیل این امر عدم ترشح برخی آنزیم ها عنوان شده. همچنین روده آرش دچار چسبندگی است که شرایط جسمانی او را بدتر کرده است.”

این منبع آگاه در ادامه افزود: “وضعیت قلب و ریه و کلیه او نیز بسیار نامساعد گزارش شده، ماهیچه های قلب تحلیل رفته. آرش مبتلا به آسم شده و عفونت ریه هایش پیشرفت داشته. تقریبا یکی از کلیه های خود را از دست داده است.”

منبع نزدیک به این زندانی سیاسی در پایان تاکید کرد: “بهداری داخل زندان به دلیل عدم وجود امکانات درمانی کافی قادر به درمان آرش صادقی نیست وتا بحال چندین مرتبه برای وی دستور انتقال و بستری در بیمارستان صادر شده اما ضابطین پرونده اجازه این کار نمی‌دهند و چندی قبل او را تهدید کرده اند که به خاطر اعتصاب غذا ها و نامه هایش و شکایت از قرارگاه ثارالله سپاه پاسداران نمی‌گذارند زنده از زندان بیرون برود.”
آرش صادقی فعال سابق دانشجوی، فعال حقوق بشر و دانشجوی اخراجی دانشگاه علامه طباطبایی تهران به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی، توهین به رهبری، فعالیت تبلیغی علیه نظام و نشر اکاذیب در فضای مجازی و تشکل گروه به اضافه حکم ۴ سال حبس تعلیقی مندرج در پرونده ۱۳۸۹ به ۱۹سال حبس تعزیری محکوم شد.
آرش صادقی برای اولین بار در ۱۸ تیر ماه ۱۳۸۸ در مقابل دانشگاه علامه طباطبایی تهران به همراه تعدادی از دانشجویان معترض به نتایج انتخابات ۱۳۸۸ توسط مأموران وزارت اطلاعات بازداشت شد و پس از ۹۰ روز به قید کفالت آزاد شد.
این فعال حقوق بشر اردیبهشت ماه ۱۳۹۳ توسط اطلاعات سپاه بازداشت و پس از ۶ ماه حبس اسفند ماه با وثیقه ۶۰۰ میلیون تومانی آزاد شد. زمانی که موقتاً از زندان آزاد بود، مأموران برای بازداشت وی به خانه‌اش یورش بردند که همین امر موجب سکته و درنهایت فوت مادر آرش صادقی شد.
آرش صادقی آخرین بار خردادماه ۱۳۹۵ در دادسرای شهید مقدس زندان اوین جهت اجرای حکم بازداشت شد.
وی در آبان ماه ۱۳۹۵ در اعتراض به محکومیت و بازداشت همسرش گلرخ ابراهیمی ایرایی به مدت ۷۰ روز دست به اعتصاب غذا زد.

اقتصاد در قرآن

مهمترين و اصلی ترين منبع در آمد مسلمانان در دوران مدينه، دزديدن اموال غيرمسلمانان بود كه در قرآن به آن غنيمت گفته می شود. مسلمين در دوران محمد و خلفاء راشدين، هيچ كار توليدی اساسی انجام ندادند و تقريبا تمام ثروت مسلمانان محصول دزدی بود.
 اين دزديدن به دو صورت عمده تحقق می يافت يكی كاروان زنی و دوم تجاوز نظامی. غارت شامل تمامی اموال غيرمسلمانان می شد شامل شتر، اموال تجاری، گوسفند، موادغذائی، لوازم زندگی و زنان و كودكان كه بعنوان برده گرفته می شدند. در مواردی كه كل يك قوم را نابود می كردند (مثل بني قريضه) سرزمين و مزارع و خانه هايشان را نيز تصرف می كردند. خلاصه هيچ مالی از دزدی مسلمانان در امان نبود. در اين دزديها به چيزی كه هيچگاه انديشه نمی شد زندگی و حيات غيرمسلمانان بود كه اگر كسی از آنان زنده می ماند، مخصوصا زنان و كودكان، چگونه پس از غارت اموالشان مي توانند به زندگي ادامه دهند.
مبسوط اين غارتها در كتب سيره مثل در سيره ی رسول الله  اثر ابن اسحق يا ابن هشام در تاريخ طبری و مغازی واقدی آمده اند

گمان نمی كنم كه انسان منصف ترديدی داشته باشد كه اينگونه كارها وحشيگری و درنده خوئی صرفند. غنيمتي كه می تواند در يك جنگ دفاعی مورد قبول باشد فقط گرفتن سلاحهای دشمن متجاوز است و بس. نه اينكه كليه‌ی اموال دشمن شكست خورده را غارت كنی كه حتی از ادامه  زندگی بازماند. با توجه به اينكه تقريبا كليه‌ی جنگهای محمد تجاوزكارانه بود كه يا تجاوز را خودش شروع كرده بود مثل بدر و يا در پاسخ به تجاوز قبلی اش بود مثل احد؛ محمد حق نداشت هيچ چيزي از كفار غنيمت بگيرد. اما مدينه از يك قريه‌ی فقير به يك شهر بسيار ثروتمند مملو از احشام و اموال و موادغذائی و كنيز و غلام شد همه از طريق دزدی.

اموال غارتی حلال و پاكند

فكُلُوا مِمَّا غَنِمْتُمْ حَلَالًا طَيِّبًا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿۶۹ انفال﴾ 
ترجمه: پس از آنچه به غنيمت گرفته ايد بخوريد كه حلال و پاكيزه است و از خدا پروا داريد كه خدا آمرزنده مهربان است (69)

به جای کار تولیدی به غيرمسلمانان حمله كنيد و اموالشان را بدزديد كه هم صواب برده ايد و هم مال حلال و پاك بدست آورده ايد. چه چیز از این بهتر برای اعراب وجود داشت؟

ثروت و فقر خواست خداست

أوَلَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿۳۷ روم﴾
ترجمه: آيا ندانسته اند كه [اين] خداست كه روزى را براى هر كس كه بخواهد فراخ يا تنگ میگرداند.

قلْ إِنَّ رَبِّي يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۳۶ سبا﴾
ترجمه: بگو پروردگار من است كه روزى را براى هر كس كه بخواهد گشاده يا تنگ مى گرداند ليكن بيشتر مردم نمیدانند(36)

أهُمْ يَقْسِمُونَ رَحْمَتَ رَبِّكَ نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا وَرَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ ﴿۳۲ زخرف﴾ 
 ترجمه: آيا آنانند كه رحمت پروردگارت را تقسيم مىكنند ما [خدا] معاش آنان را در زندگى دنيا ميانشان تقسيم كردهايم و برخى از آنان را از [نظر]درجات بالتر از بعضى [ديگر] قرار دادهايم تا بعضى از آنها بعضى [ديگر] را در خدمت گيرند و رحمت پروردگار تو از آنچه آنان می اندوزند بهتر است (32)

اينگونه آيات اول: مؤيد جبر هستند. به اين بيان كه ثروت و فقر همه به خواست خداست و نقش بشر در نظر گرفته نشده است. دوم مخالف علم تجربی و دانش اقتصاد است و با واقعيتهای عينی سازگار نيست. بديهی است كه رشد اقتصادی به عوامل متعددی بستگی دارد، از جمله منابع موجود در يك كشور، موقعيت جغرافيائی و تاريخی، رشد علمی و تكنولوژيك، سيستم حكومتی، طراحی اقتصادی و تلاش فرد و جامعه. و گرنه بايد بپذيريم كه فقر آفريقا و غنای كشورهای پيشرفته تنها به خواست خداست. در قرآن اين عوامل واقعي در نظر گرفته نشده اند بنابراين اقتصاد بعنوان يك علم اصلا مورد قبول قرآن نيست. درست در نقطه‌ی مقابل، قرآن جانب تفريط را گرفته و همه دارائی انسان را ناشی از تلاش خود انسان می داند:

ليس للنسان الا ما سعي(نجم39) 
ترجمه: برای انسان هيچ چيزی جز تلاش او نيست.

گفته برای انسان چيزي بجز تلاش او نيست. يعنی دارائی انسان را منحصر می كند در نتيجه‌ی تلاشش. واضح است كه اين سخن غلط است چون بخش عظيمی از دارائی انسان ربطی به تلش او ندارد مثل تمام ويژگيهای ژنتيكی، تمام صفات و رفتارها و عقایدی كه از محيط جغرافيائی-تاريخی اش می گيرد و مثل ارث و مثل منابع طبيعی يك كشور و مثل تكنولوژی و علم كه از گذشتگان در اختيار هر نسل قرار می گيرد.

بنابراين هر دو دسته آيات فوق هم متناقض و هم غلطند. اصولا گاهی به افراط رفتن و گاهی به تفريط رفتن و ناتوانی از بيان كامل و جامع يك موضوع، كار انسان ناتوان و نا آگاه است نه كار خدا. محمد از طرفی می خواسته خدا را مالک و فاعل مطلق معرفی كند كه همه چيز و همه كار فقط و فقط به دست و خواست اوست، بنابراين آيات سری اول را مطرح كرده است. اما در زمان و مكان ديگری متوجه شده كه نقش فعاليتهای انساني را نيز نمی توان ناديده گرفت بنابراين جمله ی مطلق "ليس للنسان الا ما سعی" را گفته است