۱۳۹۵ مرداد ۲۶, سه‌شنبه

گفت‌وگو با هادی شریعتی، بسیاری از ناظران اعدام‌ها کودکان هستند؛



یک حقوقدان و فعال حوزه کودک اجبار به ازدواج در کودکی، ترس اخراج از مدرسه و تقلید صحنه اعدام را از جمله دلایل خودکشی کودکان عنوان کرد.
هادی شریعتی درباره ریشههای خودکشی در میان کودکان و نوجوانان با بیان اینکه فراگیر شدن خودکشی کودکان و نوجوانان نتیجه همه چالشها و مسایل حل نشده حقوق کودک در ایران است، گفت: اگر خودکشیهای یک ساله اخیر را بررسی کنیم مساله روشنتر میشود زیرا علت این خودکشیها آسیبهایی بوده که سالها فعالان حقوق کودک درباره آن تذکر میدادند و خواهان رفع آنها بودند.
وی ادامه داد: یکی از مواردی که در خودکشیها نمود بیشتری دارد خودکشی ناشی از فشار آموزشی- مثل نمره گرایی در مدارس- است، همچنین فقر، عدم عدالت، توزیع نابرابر ثروت و امکانات بویژه در شهرستانهای مرزی همچون  سیستان و بلوچستان از علل مهم خودکشی در میان کودکان و نوجوانان است.
خودکشی کودک به علت اجبار به ازدواج
شریعتی با اشاره به اینکه داربازی یا بازی اعدام از دیگر علل خودکشی کودکان است، گفت: در آمار میبینیم چند مورد از مرگ کودکان به دلیل تقلید صحنه اعدامی بوده است که در خیابان یا صداوسیما شاهد آن بودهاند.
این حقوقدان با تاکید بر شدت گرفتن خشونت طی سالهای اخیر در جامعه و وجود خشونت پیدا و پنهان در لایههای مختلف اجتماعی اظهار کرد: آخرین مورد خودکشی دو هفته پیش اتفاق افتاد که دختری یازده ساله در شهرستان کامیاران به دلیل اجبار در ازدواج آن هم با فرد معلول ۲۵ ساله اقدام به خودکشی کرد.
وی با ابراز تاسف از اینکه تنها خبر خودکشیها منتشر شده و خوانده میشود اما هیچ ارادهای برای پیشگیری از این پدیده در سطح کلان جامعه وجود ندارد، خاطرنشان کرد: در اغلب خودکشیهایی که در رسانه منتشر شده قسمت دانشآموز بودن فرد پررنگ شده است. اگرچه آموزش و پرورش نقش موثری دارد و میتواند در پیشگیری خودکشی مهم باشد اما صرفا مسائل مرتبط با مدرسه در چنین اقدامی موثر نیست.
این فعال حقوق کودک با تاکید بر اینکه خودکشی ریشه در مسایل اجتماعی دارد، ادامه داد: عدم آموزش فرزندپروری در خانواده مشکلی اساسی است که فرد را دچار سرگشتگی میکند همچنین آمار بالای طلاق در این پدیده موثراست و بچههای طلاق دچارمشکلات عاطفی هستند.
بیشتر بینندگان صحنه اعدام کودک بودند
شریعتی با اشاره به انجام اعدام در ملا عام در شهرستان سنقر گفت: بسیاری از افرادی که نظارهگر این صحنه بودند کودکان و نوجوانان بودهاند و طبیعی است وقتی به کودک خشونت میدهیم به غیر از خشونت هم نمیتوانیم از او بخواهیم.
وی تصریح کرد: این خشونت در نهایت یا معطوف به کودک و انتحار میشود یا متوجه جامعه میشود که در نتیجه کودک دست به قتل زده و بزهکار میشود.
این حقوقدان با اشاره به نقش صداوسیما در پیشگیری از خودکشی و خشونت اظهارکرد: متاسفانه این نهاد به حوزه کودکان نگاه علمی نداشته و به این حوزه نمیپردازد. با ضعیف شده صداوسیما و کم شدن مخاطبان آن این نهاد صحنه را به رقیب خود که همان شبکههای برون مرزی هستند واگذار میکند و این شبکهها نیز چیزی جز خشونت و خیانت را به جامعه منتقل نمیکنند در نتیجه کودکان و نوجوانان که دنبال الگو و هنجار هستند؛ دچار نوعی بیهنجاری میشوند.
شریعتی با تاکید بر اهمیت قوانین در پیشگیری از خودکشی گفت: اصولا در قانون ایران خودکشی جرم نیست و تنها در ماده ۱۴ قانون جرایم رایانهای معاونت در خودکشی جرم اعلام شده است. به معنای دیگر فردی که به وسیله رسانههای مجازی تشویق وترغیب به خودکشی کند؛ مجرم شناخته میشود.
گاهی قوانین خشونتزا هستند
وی با بیان اینکه گاهی قوانین خشونتزا هستند، ادامه داد: ماده ۱۱۷۹ قانون مدنی به پدر و مادر اجازه تنبیه کودک را میدهد و معیار تنبیه را حد عرف میداند اما برای عرف تعریفی ارایه نمیدهد همچنین ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی را عقد نکاح را برای دختر پیش از رسیدن به ۱۳ سال تمام به شرط رعایت مصلحت با تشخیص دادگاه صالح مجاز میداند.
این فعال حقوق کودک افزود: مشخص نیست این چه مصلحتی است که میتوان یک کودک را به عقد کسی درآورد متاسفانه این قوانین جنبه پیشگیری نداشته و کودک را در وضعیت دشواری قرار میدهد.
وی با انتقاد از اینکه تصویب لایحه حمایت کودکان و نوجوانان سالهاست معطل تصویب مانده است، اظهار کرد: این لایحه قانون مدرنی است که در آن وضعیت مخاطرهآمیز کودکان تعریف شده و اگر این وضعیت به اثبات برسد قانون میتواند دخالت کند. در این لایحه برای کودکانی که در وضعیت مخاطرهآمیز قرار دارند سیستم حمایتی تعریف شده است.
شریعتی اضافه کرد: در ماده ۱۴ این لایحه به خودکشی نوجوانان اشاره شده که باز هم ترغیب و تشویق به خودکشی جرم بوده و مجازات آن حبس و جزای نقدی است.
این فعال حقوق کودک با تاکید بر اینکه ضروری است قوانین همچون لایحه حمایت کودکان هرچه زودتر به تصویب برسد، خاطرنشان کرد: سالهاست که فعالان حقوق کودک اصرار میکنند در مدارس به روی مددکاران باز شود که متاسفانه یک مقاومت غیرمنطقی در برابر این موضوع وجود دارد و از هیچ مددکار و مشاوری در مدارس استفاده نمیشود.
وی خاطرنشان کرد: تدریس استاندارد مهارتهای زندگی در مدارس از راهکارهایی است که میتواند به کودکان آموزش دهد که در زمان بحرانی مساله را حل کند همچنین باید به سیستم مدارس که نقش مهمی در شکلگیری شخصیت نوجوان دارد؛ پرداخته شود.
خودکشی به دلیل ترس اخراج از مدرسه 
این حقوقدان با بیان اینکه چند مورد از خودکشیها مربوط به ترس از اخراج از مدرسه و مسایل آموزشی بوده است، به آیین نامه اجرایی مدارس مصوب ۱۳۷۹ اشاره کرد و گفت: نه تنها در این آیین نامه تنبیه بدنی نداریم بلکه اخراج هم به صورت موقت انجام میشود و انتقال به مدرسه دیگر نیز زمانی اتفاق میافتد که والدین مدرسه به هیچ راهحل تربیتی برای کودک نرسند.
شریعتی تصریح کرد: در حال حاضر با کوچکترین مورد دانش آموز تهدید به اخراج میشود یا در مواردی به دلیل عدم پرداخت شهریه به ویژه در قشر ضعیف دانش آموز تهدید به اخراج میشود.
این فعال حقوق کودک با تاکید بر اینکه مساله خودکشی کودکان به مرز هشدار رسیده است، یادآور شد: ۱۹ شهریور روز جهانی پیشگیری از خودکشی است و قرار است از دهم تا ۱۹ شهریورماه تیمی متشکل از متخصصان رشتههای مختلف در حوزه کودکان از جمله روانشناس، مددکار وبه صورت یک تیم سیار نسبت به آگاهیرسانی خیابان ومجازی درباره وضعیتهای مخاطرهآمیز که میتواند منجر به خودکشی کودک شود اقدام کند.

وی در پایان اظهارکرد: اگر مدیران مدرسه به این نتیجه برسند که چنین آموزشهایی نیاز است ما این  آمادگی راداریم که گروه مذکور را به مدارس اعزام کنیم.

۱۳۹۵ مرداد ۱۷, یکشنبه

دوباره می سازمت وطن /شعرى از سیمین بهبهانی



دوباره می سازمت وطن! اگرچه با خشت جان خویش

ستون به سقف تو می زنم اگرچه با استخوان خویش

دوباره می بویم از تو گل به میل نسل جوان تو

دوباره می شویم از تو خون به سیل اشک روان خویش

دوباره یک روز روشنا، سیاهی از خانه می رود

به شعر خود رنگ می زنم ز آبی آسمان خویش

اگرچه صد ساله مرده ام به گور خود خواهم ایستاد

که بر درم قلب اهرمن، ز نعره آن چنان خویش

کسی که عظم رمیم را انشاکند به لطف

چو کوه می بخشدم شکوه به عرصه امتحان خویش

اگرچه پیرم ولی هنوز مجال تعلیم اگر بود

جوانی آغاز می کنم کنار نوباوگان خویش

حدیث حب الوطن ز شوق، بدان روش ساز می کنم

که جان شود هر کلام دل، چو برگشایم دهان خویش

هنوز در سینه آتشی به جاست کز تاب شعله اش

گمان ندارم به کاهشی، ز گرمی دودمان خویش

دوباره می بخشیم توان، اگرچه شعرم به خون نشست

دوباره می سازمت به جان، اگرچه بیش از توان خویش


۱۳۹۵ مرداد ۱۵, جمعه

مقامات کلیسای پنطیکاستی روسیه خواستار رسیدگی به وضعیت سه زندانی مسیحی در ایران شدند

پس از دو سازمان مسیحی در آلمان اینک مقامات ارشد مسیحیان پنطیکاستی روسیه با ارسال نامه ایی به سفیر ایران خواستار رسیدگی به وضعیت زندانیان مسیحی تبعه آذربایجان در ایران شدند.
به گزارش «محبت‌نیوز» به دنبال دستگیری سه شهروند مسیحی اهل کشور آذربایجان توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی، اسقف اعظم مسیحیان پنطیکاستی روسیه از جمهوری اسلامی خواستار پیگیری پرونده آنها شد.

خبرگزاری روسی «اسپوتنیک»در این‌باره نوشت دفتر مطبوعاتی اتحادیه مسیحیان پنطیکاستی روسیه متن پیام «سرگئی ریاخوفسکی»، اسقف اعظم مسیحیان پنطیکاستی و عضو مجلس اجتماعی روسیه به مهدی سنایی، سفیر جمهوری اسلامی ایران در روسیه را منتشر کرد.

اسقف سرگئی ریاخوفسکی در این نامه سفیر ایران را در جریان دریافت نامه‌ای از طرف «رسیم خلیلوف» کشیش ارشد یک کلیسای جمهوری آذربایجان موسوم به «کلمه زندگی بخش» قرار داد.

در این نامه عنوان شده که دو کشیش این کلیسا در باکو به نامهای «الدار قربانوف» (۴۸ ساله)، «یوسف فرهادوف» (۵۲ ساله) و «بهرام نسیبوف» کشیش و مترجم ۳۶ ساله به دعوت دوستان ایرانی خود روز ۲۲ ژوئن سال ۲۰۱۶ وارد تهران شدند تا در یک مراسم نامزدی شرکت کنند.

هدف سفر آنها، بازدید دوستانه بود و قصد تبلیغات دینی نداشتند اما روز ۲۴ ژوئن سال ۲۰۱۶ در جریان مراسم جشن نامزدی توسط مأموران امنیتی بازداشت شدند و خویشاوندانشان تا به حال هیچ خبری درباره سرنوشت آنها ندارند.

۱۳۹۵ مرداد ۱۳, چهارشنبه

درخواست دو سازمان مسیحی از جمهوری اسلامی برای آزادی سه مسیحی زندانی

دو سازمان مسیحی برای آزادی شهروندان مسیحی اهل جمهوری آذربایجان از زندان اوین به طور رسمی از رئیس‌جمهور ایران درخواست پیگیری پرونده‌ آنان را کردند.
به گزارش «محبت‌نیوز» به دنبال دستگیری سه تن از مسیحیان تبعه جمهوری آذربایجان در ایران و انتقال آنها به زندان اوین «جامعه بین‌المللی برای حقوق بشر» (IGFM) و «آژانس خبری پروتستان‌ها» (idea) که در آلمان فعال هستند در نامه‌ای به حسن روحانی، رئیس جمهور ایران خواستار آزادی آنها شدند.

کشیش «الدار قربانوف»، «یوسف فرهادوف » و «بهرام نسیبوف الخان اوغلو» عضو جامعه پروتستان «کلمه زندگی» که در شهر باکو، پایتخت آذربایجان فعال است که از یک ماه پیش به اتهام نامعلوم دستگیر و به اوین منتقل شدند.

این دو سازمان، بازداشت‌شدگان یادشده را «زندانی ماه» خواند و تلاش کرده‌اند توجه افکار عمومی را به وضعیت زندانیان عقیدتی و سیاسی و تلاش برای آزادی آنها جلب کنند.

همزمان با این افراد در همان محل کلیسای خانگی تعداد ده تن از نوکیشان مسیحی ایرانی نیز بازداشت شدند که همه آنها به جز یک نفر پس از بازجویی و گرفتن مشخصات فردی آنان آزاد شدند.

آزادی این افراد با این تعهد بوده که در صورت احضار بلافاصله خود را به ماموران اطلاعات سپاه معرفی کنند.

نوکیش مسیحی ایرانی « ناصر نورد گُل تپه» ۴۵ ساله از دیگر بازداشت شدگان می باشد  وی پس از بازداشت از همان ابتدا بصورت جداگانه مورد بازجویی قرار گرفت، که تا کنون پس از گذشت نزدیک به یکماه خبری از محل نگهداری و وضعیت سلامت او در دست نیست.

خانواده بازداشت شدگان مسیحی اهل جمهوری آذربایجان که در باکو ساکن هستند از زمان بازداشت این افراد، قادر نبوده اند که با همسرانشان تماسی داشته باشند. تاکنون فقط دو بار به یکی از آنان اجازه داده شد که به همسرش در جمهوری آذربایجان زنگ بزند. وی در این تماس تلفنی کوتاه به همسرش گفته است «که ما هر سه نفر سالم هستیم و با هم در یک محل نگهداری می‎شویم.»

از سرنوشت و محل نگهداری نوکیش مسیحی «ناصر گُل تپه» نیز هنوز اطلاع دقیقی در دست نیست. همچنان مشخص نیست که چرا وی را که مانند دیگر ایمانداران مسیحی فقط در آن محل حضور داشته پس از بازجوئی آزاد نکرده اند. برخی شایعات تائید نشده حاکی از آن است که این نوکیش مسیحی هدف اصلی ماموران اطلاعات سپاه از هجوم به کلیسای خانگی مذکور بوده ولی ماموران اتفاقی با ایمانداران اهل باکو برخورد کرده اند. منابع دیگری این گفته ها را رد می‌کنند و می گویند نوکیش مسیحی «ناصر گُل تپه» چون سن بیشتری از بقیه داشته به او مشکوک شده اند !

مطابق مقررات بین المللی، اتباع یک دولت خارجی اگر در کشور دیگری بازداشت شوند باید بلافاصله اتهام، محل بازداشت و دلیل بازداشت آنان به کنسولگری کشور مبداء آنها اعلام گردد و حق دسترسی کنسولی به آنها فراهم گردد.

البته دستگیری مسیحیان کشور آذربایجان پیش از این هم سابقه داشته است. «نازیلا حمیدف» شهروند دوتابعیتی ایرانی-آذربایجانی از دی‌ماه سال گذشته به اتهام «جاسوسی» بازداشت شد درحال حاضر در بند زنان زندان اوین نگهداری می‌شود.

این نوکیش مسیحی در حال حاضر در شرایط بلاتکلیفی با قرار موقت بازداشت قرار دارد. نازیلا حمیدف شهروند آذربایجانی-ایرانی از دی‌ماه سال ۹۴ بعد از شرکت در کنفرانس ایران، ترکمنستان-تاجیکستان در تهران بازداشت شده است.

گفته می‌شود خانم حمیدف در ابتدای بازداشت به مدت یک‌ماه در سلول‌های انفرادی زندان اوین نگهداری و در معرض بدرفتاری قرار گرفته است.

حمیدف بعد از کنفرانس ترکمنستان-تاجیکستان سه ماه قبل از عید نوروز دستگیر شد. کنفرانس در تالار رودکی در تهران بود و او از طرف سفارت ترکمنستان دعوت شده بود.

خانواده نازیلا اصلن اطلاع نداشتند که دستگیر شده و در بیمارستان ها و سردخانه ها به دنبالش می گشتند.

بعد از یکماه انفرادی خانواده موفق به ملاقات شدند. این زندانی مسیحی مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفت. شدت آسیب‌دیدگی او به حدی بود که چندین بخیه روی سر او زده شد و حتی بینی او در این شکنجه‌ها شکست.

۱۳۹۵ مرداد ۱۲, سه‌شنبه

شهرام احمدی و ۲۰ تن دیگر از زندانیان اهل سنت اعدام شدند


مسئولین وزارت اطلاعات با تماس با خانواده شهرام احمدی و ۲۰ تن دیگر از زندانیان اهل سنت محکوم ‌به اعدام اعلام کردند برای تحویل جسد به پزشک قانونی کهریزک مراجعه کنید.
ساعاتی پیش مسئولین وزارت اطلاعات با تماس با خانواده زندانیان اهل سنت اعلام داشته اند که برای دریافت جسد زندانیان به پزشک قانونی کهریزک مراجعه کنند.
صبح امروز مسئولین قضایی با تماس با ۲۰ خانواده زندانیان اهل سنت محکوم‌به اعدام اعلام کردند تا ساعت سه بعدازظهر امروز فرصت دارند تا برای آخرین ملاقات به زندان رجایی شهر مراجعه کنند؛ اما به نظر می‌رسد با سپیده‌دم امروز حکم آن‌ها اجراشده بود.
لازم به ذکر است که زندانیان محبوس در قرنطینه این زندان شاهد جابجایی هفت تابوت بوده‌اند.
خانواده ۲۰ تن از زندانیان اهل سنت محکوم‌به اعدام با دریافت تماس از مقامات قضایی به‌طرف شهرستان کرج راه افتاده‌اند تا برای آخرین بار با عزیزان خود دیدار کنند.
شب گذشته نیروهای گارد سیاه‌پوش زندان رجایی شهر در اقدامی بی‌سابقه با یورش به ۳۶ تن از زندانیان سنی مذهب محکوم‌به اعدام ساکن در سالن ۱۰ این زندان را با دستبند-پابند و چشم‌بند با تدابیر شدید امنیتی به مکانی نامعلوم منتقل کرده بودند.
صبح امروز مسئولین قضایی نیز با تماس به خانواده شهرام احمدی گفتند تنها به یکی از والدین وی اجازه آخرین ملاقات را خواهند داد.
ﮐﺎﻭه ﻭﯾﺴﯽ، ﺑﻬﺮﻭﺯ ﺷﺎﻧﻈﺮﯼ، ﻃﺎﻟﺐ ﻣﻠﮑﯽ، ﺷﻬﺮﺍﻡ ﺍﺣﻤﺪﯼ، ﮐﺎﻭه ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﺁﺭﺵ ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﻭﺭﯾﺎ ﻗﺎﺩﺭﯼ ﻓﺮﺩ، ﮐﯿﻮﺍﻥ ﻣﻮﻣﻨﯽ ﻓﺮﺩ، ﺑﺮﺯﺍﻥ ﻧﺼﺮﺍﻟﻠﻪ ﺯﺍﺩﻩ، ﻋﺎﻟﻢ ﺑﺮﻣﺎﺷﺘﯽ، ﭘﻮﺭﯾﺎ ﻣﺤﻤﺪﯼ، ﺍﺣﻤﺪ ﻧﺼﯿﺮﯼ، ﺍﺩﺭﯾﺲ ﻧﻌﻤﺘﯽ، ﻓﺮﺯﺍﺩ ﻫﻨﺮﺟﻮ، ﺳﯿﺪ ﺷﺎﻫﻮ ﺍﺑﺮﺍﻫﯿﻤﯽ، ﻣﺤﻤﺪ ﯾﺎﻭﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﺑﻬﻤﻦ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﻣﺨﺘﺎﺭ ﺭﺣﯿﻤﯽ، ﻣﺤﻤﺪ ﻏﺮﯾﺒﯽ، ﻓﺮﺷﯿﺪ ﻧﺎﺻﺮﯼ، ﻣﺤﻤﺪﮐﯿﻮﺍﻥ ﮐﺮﯾﻤﯽ، ﺍﻣﺠﺪ ﺻﺎﻟﺤﯽ، ﺍﻣﯿﺪ ﭘﯿﻮﻧﺪ، ﻋﻠﯽ ﻣﺠﺎﻫﺪﯼ، ﺣﮑﻤﺖ ﺷﺮﯾﻔﯽ، ﻋﻤﺮ ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻬﯽ، ﺍﻣﯿﺪ ﻣﺤﻤﻮﺩﯼ، عبدالرحمان سنگانی و سید جمال سید موسوی، ۲۹ نفر از زندانیان اهل سنت محبوس در زندان رجایی‌شهر هستند که حکم اعدام‌شان به دایره اجرای احکام رفته است.
همچنین حکم اعدام هفت تن دیگر محبوس در این زندان یعنی قاسم آبسته، داود عبداللهی، کامران شیخه، خسرو بشارت، ایوب کریمی، انور خضری و فرهاد سلیمی هنوز در دیوان‌عالی کشور در دست بررسی است و هنوز تایید نشده است.

اعتصاب ۱۸ روزه کارگران مهابادی نتیجه داد


تجمع ۱۸ روزه طلبکاران مجموعه کشت و صنعت مهاباد در حالی به پایان رسید که مرغداران متحصن با دریافت چک هایی از سوی سرمایه گذار جدید این مجتمع تا پایان نیمه اول سال ۹۶ به مطالبات خود می رسند.
مجموعه کشت و صنعت مهاباد یکی از مهمترین واحدهای تولیدی صنعتی منطقه به شمار می رود که پس از واگذاری به بخش خصوصی در سال ۸۶ با بحران مدیریتی روبرو شد. به صورتی که از آن تاریخ به بعد مدیران توانایی عمل به تعهدات خود در پرداخت حقوق و حق بیمه کارگران، مالیات، قبوض برق و گاز و اقساط وامها و تسهیلات دریافتی توسط این شرکت را نداشتند و عملا از سال ۹۰  به بعد این شرکت به صورت نیمه تعطیل به فعالیت خود ادامه داد.
حراج قسمت عمده ای از املاک این شرکت توسط مدیران متخلف و مصادره بخش دیگر اموال کشت و صنعت مهاباد به وسیله بانک ها و طلبکاران و بلاتکلیفی کارگران این مجموعه نتیجه کارنابلدی مدیران تهران نشین کشت و صنعت مهاباد بود.
دسته ای از مرغداران طلبکار با همراهی کارگران این مجتمع بارها در مقابل ساختمان این شرکت، فرمانداری و اداره کار این شهرستان تجمع کردند اما هرباره با وعده های متعدد مدیران و مسئولان شهرستانی برای احقاق حقوقشان روبرو می شدند در نهایت در اواسط تیرماه گذشته ۸۳ تن از مرغداران با تجمع در مقابل شرکت کشت و صنعت واقع در جاده مهاباد ارومیه مانع فعالیت کشتارگاه دام و طیور این مجمتع به عنوان تنها بخش فعال کشت و صنعت مهاباد شدند.

مریم نقاش زرگران به اعتصاب غذای خود پایان داد



روز یکشنبه دهم مردادماه ۱۳۹۵، مریم نقاش زرگران، نوکیش مسیحی، با قول مساعدت مسئولین به اعتصاب غذای خود پایان داد.
مریم نقاش زرگران که از روز شنبه ۱۹ تیر ماه در اعتراض به جلوگیری نهاد های امنیتی از آزادی مشروط، دست به اعتصاب غذا زده بود، روز یکشنبه دهم مردادماه، با قول مساعدت مسولین مبنی بر رسیدگی به پرونده به اعتصاب غذای خود پایان داد. این زندانی عقیدتی پس از ۲۷ روز اعتصاب غذا با توجه به سابقه بیماری هم اکنون در وضعیت وخیم جسمانی قرار داشته و نیاز به رسیدگی درمانی دارد.
گفتنی است که مریم نقاش زرگران، پس از ۱۱ روز اعتصاب غذا، روز دوشنبه ۱۷ خردادماه با قرار وثیقه ۱۰۰ میلیونی به مرخصی درمانی اعزام و در هفتم تیرماه در پی عدم تمدید مرخصی به زندان اوین بازگشت.
مریم نقاش زرگران، ۳۵ ساله، در اوایل زمستان سال ۱۳۹۱ به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی» توسط نیروی انتظامی احضار و به مدت سه روز در بازداشت موقت در بازداشتگاه پلیس امنیت مستقر در خیابان وزراء نگهداری می‌شود. هم‌زمان با بازداشت وی نیروهای امنیتی به منزل وی یورش برده و بعد از تفتیش منزل، وسایل شخصی و کتاب‌های مربوط به دین مسیحیت را ضبط می‌کنند. وی پس از انتقال به زندان اوین به مدت ۱۹ روز مورد بازجویی قرار می‌گیرد و سپس با تودیع وثیقه آزاد می‌شود.
خانم نقاش زرگران در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی مقیسه به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «اجتماع و تبانی» به چهار سال حبس تعزیری محکوم و حکم صادره عیناً توسط دادگاه تجدیدنظر تائید می‌شود. وی از تاریخ ۲۴ تیرماه سال ۹۲ در بند نسوان زندان اوین در حال سپری کردن حکم می‌باشد.

۱۳۹۵ مرداد ۱۱, دوشنبه

دختر زیبای ۵ ساله کارگر ساختمان



به علت فقر مالی این دختر بچه روزانه ۸  ساعت به همراه پدرش در ساختمان‌های در حال ساخت در نقش یک کارگر ساختمانی فعالیت می‌کند.
پدر این دختر بچه –یگانه – می‌گوید: چون کسی را ندارم مجبورم دخترم را روزانه به سر ساختمان بیاورم که با توجه به اینکه زمان رفت و آمدم به شهر مامازن ۶ ساعت است به شدت دخترم خسته و اذیت می شود.
او می‌گوید: در مامازن یک اتاق اجاره کرده که ماهانه ۱۰۰ هزار تومان اجاره می‌دهد.
پدر یگانه می‌گوید: به دلیل اینکه یگانه را روزها سر ساختمان می‌آورم، او نیز پا به پای من کار می‌کند و فعالیت‌های سبکی همچون حمل‌ کیسه‌های مصالح ساختمانی را انجام می‌دهد. او می‌گوید: یگانه چند روز پیش به خاطر گرد و خاک ناشی از گچ و سیمان مریض شده و یک شب تمام تب کرده است.
این کارگر کوچک ساختمانی امیدوار است که مسوولان و شرکت‌های ساختمانی برای استخدام پدرش به عنوان یک سرایدار از خانواده‌اش حمایت مالی کنند.
متن زیرگفت‌وگو با این کودک ۵ ساله است، دختری که اگر چه فقیر است، اما پدرش برای تربیت او نهایت تلاش خود را کرده است.
یگانه! چرا اینجا کار می‌کنی؟
پدرم مریض است و پول نداریم. من هر روز با او می‌آیم که در خانه تنها نباشم. پدرم پایش درد می‌کند هر وقت کیسه‌های سیمان را بلند می‌کند اذیت می‌شود و شب‌ها از شدت درد خوابش نمی‌برد. من زور ندارم، اما کمکش می‌کنم که کمتر اذیت شود.
خانه‌تان کجاست؟
خیلی دور است ما در خانه‌مان یخچال و تلویزیون و تلفن نداریم.
چرا پیش مادربزرگ یا خاله‌ات نمی‌روی؟
مادرم مرده است. تازه مادربزرگم هم مرده و خاله و عمه هم ندارم.
چه درخواستی از مسوولان داری؟
پدرم نمی‌تواند کار کند، اما اگر کار نکند پول نداریم. هیچ‌ کس کمکمان نمی‌کند. پدرم می‌گوید اگر سرایدار یک ساختمان شود زندگی‌مان خوب می‌شود.