۱۳۹۵ آبان ۱۹, چهارشنبه
۱۳۹۵ آبان ۱۴, جمعه
انتشار کتابی با عنوان «خشونت در پناه مسیحیت» در ایران
همزمان با کشته و زخمی شدن بیش از یک میلیون مسلمان در طی سالهای گذشته زیر سایه جنگهای درون مذهبی بین مسلمانان، اینک کتابی ضد مسیحیت با عنوان «خشونت در پناه مسیحیت» در ایران منتشر شد.
به گزارش «محبتنیوز» درحالیکه خشونت، ترور و جنایت زیر سایه اسلام افراطی از سوریه و عراق تا شمال آفریقا را فراگرفته و جنگ شیعه و سنی شعار صلح و وحدت را به یک رویا مبدل کرده و آخرین راه برای جنگزدگان مسلمان پناه آوردن به سرزمینهای غربی است مرکز پژوهشهای جوان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ایران کتاب «خشونت در پناه مسیحیت» را به منتشر کرد.
خبرگزاری مهر نوشته مسیحیت در طول تاریخ دستخوش حوادث، تغییرات و انحرافاتی شده که یکی از آنها «استفاده ابزاری از خشونت» است که برخی کارگزاران مسیحیت به جهت منافع مادی به آن جنبه قانونی داده، حتی مشروع بودنش را در کتب مقدس وارد کردهاند. چنانچه استفاده ابزاری از خشونت را در ادوار مسیحیت (قرون اولیه و قرون وسطی و عصر جدید) میتوان دید.
این کتاب اثر مشترک عباسعلی مشکانی سبزواری و عبدالحسین مشکانی سبزواری است که در بخشی از آن به صراحت نوشته شده «میان خشونت و رأفت متدینان یا مدعیان دیانت، با ادیانی که به آن وابسته هستند، رابطه دوسویهای وجود دارد؛ یعنی میتوان به وضوح تأثیرگذاری رهبران و پیروان ادیان بر رویکرد کلان یک آیین را درک نمود و همچنین میتوان تأثیرگذاری ادیان و متون دینی بر رفتار پیروان را پی گرفت.
در بخش دیگری هم آمده «مشکل اساسی آنگاه رخ مینماید که برخی با تمسک دروغین به متون مقدس، رفتارهای شهوانی و حیوانی خود را به دین مستند میسازند».
جدا از اینکه انتشار چنین کتابهایی در راستای مسیحیتستیزی است، اما با یک نگاه ساده به مسائل روز دنیا مخاطب متوجه خواهد شد که آیا امروز خشونت در خاورمیانه که جملگی دولتهای آن مدعی اسلام راستین هستند بیشتر است یا کشورهای غربی! جدا از این مسئله پرسش اینجاست که آیا جمهوری اسلامی یا به طور کل کشورهای مسلمان اجازه انتشار کتابی با عنوان «خشونت در پناه اسلام» را میدهند؟ جایگاه دموکراسی و آزادی عقیده در کشورهای اسلامی، کجاست؟
“گلرخ ابراهیمی”، نویسنده داستانی درباره سنگسار درحالی به شش سال زندان محکوم شده که داستان او هرگز منتشر نشد. در عین حال بسیاری از روزنامههای ایران به علت نوشتن مقالاتی صد در صد اسلامی فقط به علت تفاوت در نگاه و روایت مسئله توقیف شدند.
سه سال پیش روزنامه اصلاحطلب «بهار» به خاطر نوشتن مقالهای با عنوان «امام پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟» توقیف شد. نویسنده این مقاله که خود از چهرههای مذهبی و مشهور دینی بود تحت شدیدترین فشارها از جانب سپاه قرار گرفت چون به اصل امامتِ حکومتی نقد وارد کرد.
به گزارش «محبتنیوز» درحالیکه خشونت، ترور و جنایت زیر سایه اسلام افراطی از سوریه و عراق تا شمال آفریقا را فراگرفته و جنگ شیعه و سنی شعار صلح و وحدت را به یک رویا مبدل کرده و آخرین راه برای جنگزدگان مسلمان پناه آوردن به سرزمینهای غربی است مرکز پژوهشهای جوان پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در ایران کتاب «خشونت در پناه مسیحیت» را به منتشر کرد.
خبرگزاری مهر نوشته مسیحیت در طول تاریخ دستخوش حوادث، تغییرات و انحرافاتی شده که یکی از آنها «استفاده ابزاری از خشونت» است که برخی کارگزاران مسیحیت به جهت منافع مادی به آن جنبه قانونی داده، حتی مشروع بودنش را در کتب مقدس وارد کردهاند. چنانچه استفاده ابزاری از خشونت را در ادوار مسیحیت (قرون اولیه و قرون وسطی و عصر جدید) میتوان دید.
این کتاب اثر مشترک عباسعلی مشکانی سبزواری و عبدالحسین مشکانی سبزواری است که در بخشی از آن به صراحت نوشته شده «میان خشونت و رأفت متدینان یا مدعیان دیانت، با ادیانی که به آن وابسته هستند، رابطه دوسویهای وجود دارد؛ یعنی میتوان به وضوح تأثیرگذاری رهبران و پیروان ادیان بر رویکرد کلان یک آیین را درک نمود و همچنین میتوان تأثیرگذاری ادیان و متون دینی بر رفتار پیروان را پی گرفت.
در بخش دیگری هم آمده «مشکل اساسی آنگاه رخ مینماید که برخی با تمسک دروغین به متون مقدس، رفتارهای شهوانی و حیوانی خود را به دین مستند میسازند».
جدا از اینکه انتشار چنین کتابهایی در راستای مسیحیتستیزی است، اما با یک نگاه ساده به مسائل روز دنیا مخاطب متوجه خواهد شد که آیا امروز خشونت در خاورمیانه که جملگی دولتهای آن مدعی اسلام راستین هستند بیشتر است یا کشورهای غربی! جدا از این مسئله پرسش اینجاست که آیا جمهوری اسلامی یا به طور کل کشورهای مسلمان اجازه انتشار کتابی با عنوان «خشونت در پناه اسلام» را میدهند؟ جایگاه دموکراسی و آزادی عقیده در کشورهای اسلامی، کجاست؟
“گلرخ ابراهیمی”، نویسنده داستانی درباره سنگسار درحالی به شش سال زندان محکوم شده که داستان او هرگز منتشر نشد. در عین حال بسیاری از روزنامههای ایران به علت نوشتن مقالاتی صد در صد اسلامی فقط به علت تفاوت در نگاه و روایت مسئله توقیف شدند.
سه سال پیش روزنامه اصلاحطلب «بهار» به خاطر نوشتن مقالهای با عنوان «امام پیشوای سیاسی یا الگوی ایمانی؟» توقیف شد. نویسنده این مقاله که خود از چهرههای مذهبی و مشهور دینی بود تحت شدیدترین فشارها از جانب سپاه قرار گرفت چون به اصل امامتِ حکومتی نقد وارد کرد.
۱۳۹۵ آبان ۱۱, سهشنبه
تظاهرات فعالان حقوق بشر درشهر هانوفر آلمان، برای آزادی بی قید و شرط دکتر محمد علی طاهری - ۹ آبان
https://youtu.be/r3CaczCDIv0
۱۳۹۵ آبان ۱۰, دوشنبه
تحریف تاریخ، تکذیب حقیقت؛ تلاش جمهوری اسلامی برای تخریب مسیحیت
مسئولان و رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی برای مخدوش کردن چهره مسیحیت در بین شهروندان نه تنها بسیاری واقعیات را وارونه جلوه میدهند بلکه از بیان مطالب بیاساس هم دریغ نمیکنند.
به گزارش «محبتنیوز» کمتر از یک ماه پس از آنکه تارنمای مشرق نزدیک به سپاه در گزارشی به بررسی «وضعیت اقلیتهای مذهبی در دوران رضاشاه» پرداخت و نوشت که اقلیتهای مذهبی در این دوران از اهمیت بیشتر و فرصتهای بهتر برای پیشرفت اقتصادی برخوردار بودند که نتیجه عملکرد دولت رضاشاه در جهت برخورد برابر با کلیه شهروندان بود» حالا وبسایتی به اسم «رسانه ایران» در گزارشی نوشته وضعیت اقلیتهای دینی در ایران پس از انقلاب بهتر شده است.
در روایتی که این تارنما مطرح کرده آمده در دوره مشروطه که اولین بار حقوق اقلیتها در مجلس شورای ملی مطرح شد، بهبهانی نمایندگی کلیمیان و طباطبایی وکالت ارامنهایران را به عهده گرفتند. در آن زمان زرتشتیان تنها اقلیت مذهبی بودند که اجازه داشتن نماینده مستقیم داشتند، اما بعد از انقلاب اسلامی ایران علی رغم جمعیت کمتر از ۱درصدی اقلیتها، ۵ کرسی برای نمایندگی آنها در نظر گرفته شد که با رای مستقیم اقلیتهای هر مذهب انتخاب میشوند».
این سایت در ادامه نوشته چنین اقدامی یعنی داشتن نماینده ویژه برای اقلیتهای دینی اقدامی است که در بعضی کشورهای پیشرفته مثل انگلیس و آمریکا انجام نشده است.
به باور نویسنده مقاله داشتن نمایندگان اقلیت های مذهبی در مجلس یک ساز و کار دموکراتیک است و در کشورهایی مانند انگلیس و آمریکا به مراتب آزار و اذیت اقلیتها و توهین به مسلمانان، پیامبر اسلام و حتی عیسی مسیح بیشتر است.
مانور روی حضور نماینده اقلیتها در مجلس
این اولین بار نیست که یک رسانه وابسته به جمهوری اسلامی حضور نماینده اقلیتهای دینی در مجلس شورای اسلامی را نماد آزادی میداند.
دو ماه قبل نیز محمدجواد ظریف وزیر امورخارجه ایران در شورای روابط بینالملل آمریکا در نیویورک در یک جلسه پرسش و پاسخ وقتی از او درباره تبعیض اقلیتهای دینی سوال شد همین جواب را داد و حضور تعدادی نماینده اقلیت در مجلس را نماد احترام به حقوق اقلیتها در جمهوری اسلامی دانست.
حال آنکه دهها بیانیه و گزارش درباره سرکوب و فشار اقلیتهای دینی در ایران به خصوص نوکیشان مسیحی و بهاییان از ابتدای انقلاب تاکنون صادر شده، اما جمهوری اسلامی تغییری در رفتار خود نداشته است. شاهد این مدعا تعداد بالای زندانیان عقیدتی و سیاسی و دگراندیشان دینی در زندانهای ایران است.
برگزاری آزادانه مراسم محرم در کشورهای مسیحی
از طرفی این تارنما مدعی شده در کشورهای مسیحی دنیا به مسلمانان توهین میشود و مورد آزار و اذیت قرار میگیرند، اما در همین هفتههای اخیر دهها دسته و هیات اسلامی وابسته به جمهوری اسلامی و سازمانهای شیعه از انگلیس و آلمان و کشورهای اسکاندیناوی گرفته تا آمریکا و کانادا در خیابان به عزاداری پرداختند و حتی یک گزارش از تعرض یا آسیب به یکی از این مسلمانان مخابره نشد! از این فراتر حتی در آلمانتعدادی کلیسا در اختیار مسلمان قرار گرفت نا مراسم محرم را در آن برگزار کنند.
سوال اینجاست اگر کشورهای غربی دنیا به آزاد و اذیت مسلمانان میپردازند، هزاران مسلمان شیعه و سنی عراقی و سوری چرا کیلومترها مسیر سخت و خطرناک را طی میکنند تا خود را به کشورهای مسیحی دنیا برسانند؟ و چطور دهها نفر از مردم مسلمان ایران تصمیم به مهاجرت از کشور میگیرند؟
چرا میزان گرویدن گروهیِ مسلمانان به مسیحیت تا این اندازه زیاد و است و نقطه مقابل آن گرویدن ادیان دیگر به اسلام است که کمتر شاهد آن هستیم؟
به گزارش «محبتنیوز» کمتر از یک ماه پس از آنکه تارنمای مشرق نزدیک به سپاه در گزارشی به بررسی «وضعیت اقلیتهای مذهبی در دوران رضاشاه» پرداخت و نوشت که اقلیتهای مذهبی در این دوران از اهمیت بیشتر و فرصتهای بهتر برای پیشرفت اقتصادی برخوردار بودند که نتیجه عملکرد دولت رضاشاه در جهت برخورد برابر با کلیه شهروندان بود» حالا وبسایتی به اسم «رسانه ایران» در گزارشی نوشته وضعیت اقلیتهای دینی در ایران پس از انقلاب بهتر شده است.
در روایتی که این تارنما مطرح کرده آمده در دوره مشروطه که اولین بار حقوق اقلیتها در مجلس شورای ملی مطرح شد، بهبهانی نمایندگی کلیمیان و طباطبایی وکالت ارامنهایران را به عهده گرفتند. در آن زمان زرتشتیان تنها اقلیت مذهبی بودند که اجازه داشتن نماینده مستقیم داشتند، اما بعد از انقلاب اسلامی ایران علی رغم جمعیت کمتر از ۱درصدی اقلیتها، ۵ کرسی برای نمایندگی آنها در نظر گرفته شد که با رای مستقیم اقلیتهای هر مذهب انتخاب میشوند».
این سایت در ادامه نوشته چنین اقدامی یعنی داشتن نماینده ویژه برای اقلیتهای دینی اقدامی است که در بعضی کشورهای پیشرفته مثل انگلیس و آمریکا انجام نشده است.
به باور نویسنده مقاله داشتن نمایندگان اقلیت های مذهبی در مجلس یک ساز و کار دموکراتیک است و در کشورهایی مانند انگلیس و آمریکا به مراتب آزار و اذیت اقلیتها و توهین به مسلمانان، پیامبر اسلام و حتی عیسی مسیح بیشتر است.
مانور روی حضور نماینده اقلیتها در مجلس
این اولین بار نیست که یک رسانه وابسته به جمهوری اسلامی حضور نماینده اقلیتهای دینی در مجلس شورای اسلامی را نماد آزادی میداند.
دو ماه قبل نیز محمدجواد ظریف وزیر امورخارجه ایران در شورای روابط بینالملل آمریکا در نیویورک در یک جلسه پرسش و پاسخ وقتی از او درباره تبعیض اقلیتهای دینی سوال شد همین جواب را داد و حضور تعدادی نماینده اقلیت در مجلس را نماد احترام به حقوق اقلیتها در جمهوری اسلامی دانست.
حال آنکه دهها بیانیه و گزارش درباره سرکوب و فشار اقلیتهای دینی در ایران به خصوص نوکیشان مسیحی و بهاییان از ابتدای انقلاب تاکنون صادر شده، اما جمهوری اسلامی تغییری در رفتار خود نداشته است. شاهد این مدعا تعداد بالای زندانیان عقیدتی و سیاسی و دگراندیشان دینی در زندانهای ایران است.
برگزاری آزادانه مراسم محرم در کشورهای مسیحی
از طرفی این تارنما مدعی شده در کشورهای مسیحی دنیا به مسلمانان توهین میشود و مورد آزار و اذیت قرار میگیرند، اما در همین هفتههای اخیر دهها دسته و هیات اسلامی وابسته به جمهوری اسلامی و سازمانهای شیعه از انگلیس و آلمان و کشورهای اسکاندیناوی گرفته تا آمریکا و کانادا در خیابان به عزاداری پرداختند و حتی یک گزارش از تعرض یا آسیب به یکی از این مسلمانان مخابره نشد! از این فراتر حتی در آلمانتعدادی کلیسا در اختیار مسلمان قرار گرفت نا مراسم محرم را در آن برگزار کنند.
سوال اینجاست اگر کشورهای غربی دنیا به آزاد و اذیت مسلمانان میپردازند، هزاران مسلمان شیعه و سنی عراقی و سوری چرا کیلومترها مسیر سخت و خطرناک را طی میکنند تا خود را به کشورهای مسیحی دنیا برسانند؟ و چطور دهها نفر از مردم مسلمان ایران تصمیم به مهاجرت از کشور میگیرند؟
چرا میزان گرویدن گروهیِ مسلمانان به مسیحیت تا این اندازه زیاد و است و نقطه مقابل آن گرویدن ادیان دیگر به اسلام است که کمتر شاهد آن هستیم؟
۱۳۹۵ آبان ۹, یکشنبه
امام جمعه تهران: مسیحیان فرهنگ درستی ندارند
توهینهای زشت و ادبیات تند ضد مسیحی پس از صدا و سیما، مطبوعات و نشستهای فرهنگی و دینی به ترببون رسمی نماز جمعه هم رسیده است.
به گزارش «محبتنیوز» امام جمعه موقت تهران در اظهاراتی تند و توهین آمیز با بیان اینکه پشت جنایات آل سعود در یمن، آمریکا و صهیونیسم خائن و لجن است، مدعی شده فرج «امام عصر» کارگشای مشکلات امروز جهان از جمله مسیحیت، یهودیت، زرتشتی و اسلام است.
محمد امامی کاشانی، عضو مجلس خبرگان رهبری، در خطبههای نماز جمعه تهران مدعی شده «اگر امروز فرهنگ اسلام به این وضع افتاده و یا فرهنگ مسیحیت دچار اینگونه مشکلات شده بخاطر آن است که انتظار فرج وجود ندارد».
امامی کاشانی بیآنکه حتی فکر کند که بخش عمده مشکلات امروز دنیای اسلام از باورها و سیاستهای غلط احکام آن سرچشمه میگیرد تقصیر وضعیت امروز خاورمیانهرا به گردن مسیحیان انداخته و با حمله به دونامزد انتخاباتی آمریکا (کلینتون و ترامپ) گفته :«اگر مسیحیت فرهنگ درستی داشت این دو آدم بیربط و مزخرف که انسان حیفش میآید به آنها کلمه آدم را بگوید به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا تمامی شعارهایشان آدمکشی و جنایت نبود».
او در سخنان خود تاکید کرده «این دو بجای آنکه بگویند برای ملت آمریکا چه می کنیم و درباره اخلاق ، مکتب ، آداب مسیحیت و اقتصاد مردم آمریکا چکار میخواهیم انجام دهیم؛ علیه ملتهای مظلوم شعار میدهند».
به ادعای او اگر ملت آمریکا به هویت و انسانیت خود برگردد یک نفر نیز به اینها رای نمیدهد و آنها را از جامعه طرد می کنند.
امامی کاشانی در بخش دیگری از سخنانش عنوان کرده دشمن تلاش میکند، دختران و پسران جوان ما به سمت پوچی بروند و در این باره برنامه ریزی کرده است و دختران و پسران ما باید هوشیار باشند.
جمهوری اسلامی از یک طرف با تمام توان در راه مسیحیت ستیزی چنین توهین آمیز و با ادبیات شرمآور از تریبونهای رسمی تلاش میکند و از طرف دیگر دهها طلبه و روحانی را با سرمایههای کلان راهی کشورهای غربی میکند تا مروج گفتمان صلح و دوستی بین اسلام و مسیحیت باشند.
به گزارش «محبتنیوز» امام جمعه موقت تهران در اظهاراتی تند و توهین آمیز با بیان اینکه پشت جنایات آل سعود در یمن، آمریکا و صهیونیسم خائن و لجن است، مدعی شده فرج «امام عصر» کارگشای مشکلات امروز جهان از جمله مسیحیت، یهودیت، زرتشتی و اسلام است.
محمد امامی کاشانی، عضو مجلس خبرگان رهبری، در خطبههای نماز جمعه تهران مدعی شده «اگر امروز فرهنگ اسلام به این وضع افتاده و یا فرهنگ مسیحیت دچار اینگونه مشکلات شده بخاطر آن است که انتظار فرج وجود ندارد».
امامی کاشانی بیآنکه حتی فکر کند که بخش عمده مشکلات امروز دنیای اسلام از باورها و سیاستهای غلط احکام آن سرچشمه میگیرد تقصیر وضعیت امروز خاورمیانهرا به گردن مسیحیان انداخته و با حمله به دونامزد انتخاباتی آمریکا (کلینتون و ترامپ) گفته :«اگر مسیحیت فرهنگ درستی داشت این دو آدم بیربط و مزخرف که انسان حیفش میآید به آنها کلمه آدم را بگوید به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا تمامی شعارهایشان آدمکشی و جنایت نبود».
او در سخنان خود تاکید کرده «این دو بجای آنکه بگویند برای ملت آمریکا چه می کنیم و درباره اخلاق ، مکتب ، آداب مسیحیت و اقتصاد مردم آمریکا چکار میخواهیم انجام دهیم؛ علیه ملتهای مظلوم شعار میدهند».
به ادعای او اگر ملت آمریکا به هویت و انسانیت خود برگردد یک نفر نیز به اینها رای نمیدهد و آنها را از جامعه طرد می کنند.
امامی کاشانی در بخش دیگری از سخنانش عنوان کرده دشمن تلاش میکند، دختران و پسران جوان ما به سمت پوچی بروند و در این باره برنامه ریزی کرده است و دختران و پسران ما باید هوشیار باشند.
جمهوری اسلامی از یک طرف با تمام توان در راه مسیحیت ستیزی چنین توهین آمیز و با ادبیات شرمآور از تریبونهای رسمی تلاش میکند و از طرف دیگر دهها طلبه و روحانی را با سرمایههای کلان راهی کشورهای غربی میکند تا مروج گفتمان صلح و دوستی بین اسلام و مسیحیت باشند.
۱۳۹۵ آبان ۵, چهارشنبه
روند مسیحیت ستیزی در ایران بیشتر از گذشته شده است
افزایش تبعیض علیه اقلیتهای دینی در ایران با وجود وعدههای حسن روحانی درباره بهبود وضعیت آنان روز به روز بیشتر شده است.
به گزارش«محبت نیوز»آزادی مذهبی از نخستین آزادیهای است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقنامه حقوق مدنی و سیاسی به رسمیت شناخته شده و جمهوری اسلامی آن را امضاء کرده است.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز به وضوح در خصوص آزادی ادیان رسمی اشاره شده، با این حال وضعیت اقلیتهای مذهبی در ایران از جمله مواردی است که طی سالهای اخیر همواره مورد انتقاد سازمان ملل، کشورهای غربی و نهادهای حقوق بشری بوده است؛ سازمان ملل متحد و مدافعان حقوق بشر میگویند ایران در این زمینه تعهدات بینالمللی خود را نادیده میگیرد.
طبق گزارش بان کی مون دبیرکل، سازمان ملل متحد که روز ۱۳ مهرماه منتشر شد مقامهای ایران را به نقض حقوق اقلیتهای دینی متهم هستند.
رادیو فردا در برنامه دریچه به وضعیت حقوق نوکیشان مسیحی و اقلیتهای بهایی در ایران پرداخته است. طبق این گزارش بازداشت و محکومیت بهاییان و نوکیشان مسیحی، محدودیتهایی در زمینه اشتغال و کسب و کار، محرومیت از تحصیل برای بهاییان و ایجاد محدودیت برای نوکیشان مسیحی در انجام تعالیم و مراسم مذهبی از جمله مواردی است که طی سالهای اخیر از آنها انتقاد شده است.
تعدادی از مدافعان حقوق بشر در گفتگو با رادیو فردا به بررسی وضعیت اقلیتهای مذهبی در ایران پرداختند که یکی از آنها منصور برجی سخنگوی ماده ۱۸ وابسته به شورای کلیساهای همگام در لندن بود.
در سالهای گذشته نوکیشان مسیحی زیاد بازداشت و به اتهامهای امنیتی به زندان محکوم شدهاند و هم اکنون هم دهها نوکیش مسیحی در زندانهای ایران به سر میبرند.
در همین این ارتباط برجی به رادیو فردا گفت: «در سال ۲۰۱۶ دستگیریهای بیشتری را شاهد بودیم که در شهرهای مختلف نگران کننده بودند، در ۱۰ ماه گذشته ۹۲ مورد دستگیری داشتیم که ۸۳ نفر از آنها هنوز در زندان به سر میبرند و حتی بعضی هنوز تفهیم اتهام نشدند و عدهای هم تفهیم اتهام شدند و احکام زندانی چند ماه تا چند سال برای آنها حکم شده، و از خیلی حقوق که شاید زندانیهای دیگر از آنها برخوردار باشند محروم هستند از رسیدگیهای پزشکی تا آزادی مشروح از جمله آن هستند».
بخش دیگر این گزارش مربوط به تعطیلی یا اعمال محدودیت برای کلیساهای خانگی بود که در آن مراسم و تعالیم مسیحی به زبان فارسی انجام می شد که برجی با اشاره به این که ایران هنوز جزو ۱۰ کشور اول دنیاست که در نحوه برخوردش با اقلیتهای مسیحی در وضعیت هشدار به سر میبرد عنوان کرد: «اگرچه تا چند سال پیش جمهوری اسلامی مخالفت خود با کلیساهای فارسی زبان را علنی نمیکرد اما امروز دیگر چنین حساسیتی وجود ندارد و به طور علنی و رسمی در بازجوییها عنوان میکنند که چیزی به اسم مسیحیت فارسی زبان نداریم و در برخورد با کلیساهای رسمی پروتستان هم نشان دادند که نگرانی آنها از موج گرایش ایرانیان به مسیحیت است و نمره آقای روحانی را در برداشته شدن محدودیت از حقوق اقلیتها را صفر میدانم چون وضعیت بهتر که نشده هیچ بدتر هم شده است».
در همین زمینه چندی پیش گزارش بانکیمون در خصوص تبعیض ایران علیه اقلیتهای دینی از سوی مقامات قضایی ایران تکذیب و دخالت در امور جمهوری اسلامی توصیف شد.
به گزارش«محبت نیوز»آزادی مذهبی از نخستین آزادیهای است که در اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقنامه حقوق مدنی و سیاسی به رسمیت شناخته شده و جمهوری اسلامی آن را امضاء کرده است.
در قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز به وضوح در خصوص آزادی ادیان رسمی اشاره شده، با این حال وضعیت اقلیتهای مذهبی در ایران از جمله مواردی است که طی سالهای اخیر همواره مورد انتقاد سازمان ملل، کشورهای غربی و نهادهای حقوق بشری بوده است؛ سازمان ملل متحد و مدافعان حقوق بشر میگویند ایران در این زمینه تعهدات بینالمللی خود را نادیده میگیرد.
طبق گزارش بان کی مون دبیرکل، سازمان ملل متحد که روز ۱۳ مهرماه منتشر شد مقامهای ایران را به نقض حقوق اقلیتهای دینی متهم هستند.
رادیو فردا در برنامه دریچه به وضعیت حقوق نوکیشان مسیحی و اقلیتهای بهایی در ایران پرداخته است. طبق این گزارش بازداشت و محکومیت بهاییان و نوکیشان مسیحی، محدودیتهایی در زمینه اشتغال و کسب و کار، محرومیت از تحصیل برای بهاییان و ایجاد محدودیت برای نوکیشان مسیحی در انجام تعالیم و مراسم مذهبی از جمله مواردی است که طی سالهای اخیر از آنها انتقاد شده است.
تعدادی از مدافعان حقوق بشر در گفتگو با رادیو فردا به بررسی وضعیت اقلیتهای مذهبی در ایران پرداختند که یکی از آنها منصور برجی سخنگوی ماده ۱۸ وابسته به شورای کلیساهای همگام در لندن بود.
در سالهای گذشته نوکیشان مسیحی زیاد بازداشت و به اتهامهای امنیتی به زندان محکوم شدهاند و هم اکنون هم دهها نوکیش مسیحی در زندانهای ایران به سر میبرند.
در همین این ارتباط برجی به رادیو فردا گفت: «در سال ۲۰۱۶ دستگیریهای بیشتری را شاهد بودیم که در شهرهای مختلف نگران کننده بودند، در ۱۰ ماه گذشته ۹۲ مورد دستگیری داشتیم که ۸۳ نفر از آنها هنوز در زندان به سر میبرند و حتی بعضی هنوز تفهیم اتهام نشدند و عدهای هم تفهیم اتهام شدند و احکام زندانی چند ماه تا چند سال برای آنها حکم شده، و از خیلی حقوق که شاید زندانیهای دیگر از آنها برخوردار باشند محروم هستند از رسیدگیهای پزشکی تا آزادی مشروح از جمله آن هستند».
بخش دیگر این گزارش مربوط به تعطیلی یا اعمال محدودیت برای کلیساهای خانگی بود که در آن مراسم و تعالیم مسیحی به زبان فارسی انجام می شد که برجی با اشاره به این که ایران هنوز جزو ۱۰ کشور اول دنیاست که در نحوه برخوردش با اقلیتهای مسیحی در وضعیت هشدار به سر میبرد عنوان کرد: «اگرچه تا چند سال پیش جمهوری اسلامی مخالفت خود با کلیساهای فارسی زبان را علنی نمیکرد اما امروز دیگر چنین حساسیتی وجود ندارد و به طور علنی و رسمی در بازجوییها عنوان میکنند که چیزی به اسم مسیحیت فارسی زبان نداریم و در برخورد با کلیساهای رسمی پروتستان هم نشان دادند که نگرانی آنها از موج گرایش ایرانیان به مسیحیت است و نمره آقای روحانی را در برداشته شدن محدودیت از حقوق اقلیتها را صفر میدانم چون وضعیت بهتر که نشده هیچ بدتر هم شده است».
در همین زمینه چندی پیش گزارش بانکیمون در خصوص تبعیض ایران علیه اقلیتهای دینی از سوی مقامات قضایی ایران تکذیب و دخالت در امور جمهوری اسلامی توصیف شد.
۱۳۹۵ آبان ۴, سهشنبه
آیت الله سبحانی: جوانان در اینترنت به آسانی «مسیحی» میشوند
جعفرسبحانی با انتقاد از اینترنت و فضای مجازی گفته جوانان به راحتی در اینترنت مسیحی و بهایی میشوند و یا به پیامبر توهین میکنند.
به گزارش «محبتنیوز» جعفرسبحانی از مراجع تقلید شیعه گفته عکسهایی از اینترنت در دست جوانان قم است که اگر نشان بدهم همه تکان میخورید. او نگفته چه عکسهایی که سبب تکان خوردن میشود اما گفته باید اینترنت مستقل در کشور راهاندازی شود.
آیت الله سبحانی در دیدار با رییس پدافند غیرعامل ضمن هشدار نسبت به محتوای مخرب و منحرفکننده اینترنت، خواستار اینترنت قابل کنترل و مدیریت آن از داخل کشور شد.
او گفت اینترنت را عین صافی و آب زلال برای ما تبلیغ کردند و ما نیز همان روزهای اول پذیرفتیم، اما یکی، دو سال است که فضای مجازی خیلی خطرناک شده است و همه جوانان کشور میتوانند از طریق اینترنت بهآسانی تبلیغات مسیحیها، بهاییها، فحاشی علیه پیغمبر و امام و همه نوع وسایل ابتذال را در اختیار داشته باشند».
این مرجع تقلید با بیان اینکه من نمیخواهم تحلیلهای آنها را مطرح کنم، گفت: «محتوای مبتذل اینترنت جوانان را به فساد میکشاند. دشمن میخواست از طریق نظامی ایران را بپوساند که در این کار موفق نشد و اکنون از طریق فرهنگی و از درون میخواهد عمل کند و یکی از ابزارهای آن نیز همین اینترنت است».
جعفر سبحانی سابقه طولانی در مسیحیت ستیزی دارد. از اصلیترین نگرانیهای این مرجع تقلید کلیساهای خانگی و افزایش تعداد مسیحیان است و در همین باره نیز گفته بود «دشمنان نظام جمهوری اسلامی تلاش دارند تا با دادن پول و امکانات مردم از تشیع برگردند و در منطقه کلیساهای خانگی تشکیل دهند».
وی در یکی از سخنرانیهای خود نیز گفته بود «اگر مسیحیان آمادگی داشته باشند ما امروز هم حاضر به مباهله با آنان هستیم».
او دی ماه سال ۱۳۹۱ ترویج مسیحیت را نیز مصداق جنگ نرم دشمنان علیه عقاید اسلامی و شیعی دانست و گفت «این امر که منشأ آن نیز کشورهای سلطهگر و استعمارگر هستند از بزرگترین خطراتی است که هماکنون ما را تهدید میکند».
سبحانی در همین گفتگو که خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه آن را منتشر کرده بود هشدار داد «یکی دیگر از خطرات موجود در جامعه امروز گسترش کلیساهای خانگی است که جوانان منحرف و دور از دین را جذب کرده و سعی در القای عقاید خود به آنها دارند».
به گزارش «محبتنیوز» جعفرسبحانی از مراجع تقلید شیعه گفته عکسهایی از اینترنت در دست جوانان قم است که اگر نشان بدهم همه تکان میخورید. او نگفته چه عکسهایی که سبب تکان خوردن میشود اما گفته باید اینترنت مستقل در کشور راهاندازی شود.
آیت الله سبحانی در دیدار با رییس پدافند غیرعامل ضمن هشدار نسبت به محتوای مخرب و منحرفکننده اینترنت، خواستار اینترنت قابل کنترل و مدیریت آن از داخل کشور شد.
او گفت اینترنت را عین صافی و آب زلال برای ما تبلیغ کردند و ما نیز همان روزهای اول پذیرفتیم، اما یکی، دو سال است که فضای مجازی خیلی خطرناک شده است و همه جوانان کشور میتوانند از طریق اینترنت بهآسانی تبلیغات مسیحیها، بهاییها، فحاشی علیه پیغمبر و امام و همه نوع وسایل ابتذال را در اختیار داشته باشند».
این مرجع تقلید با بیان اینکه من نمیخواهم تحلیلهای آنها را مطرح کنم، گفت: «محتوای مبتذل اینترنت جوانان را به فساد میکشاند. دشمن میخواست از طریق نظامی ایران را بپوساند که در این کار موفق نشد و اکنون از طریق فرهنگی و از درون میخواهد عمل کند و یکی از ابزارهای آن نیز همین اینترنت است».
جعفر سبحانی سابقه طولانی در مسیحیت ستیزی دارد. از اصلیترین نگرانیهای این مرجع تقلید کلیساهای خانگی و افزایش تعداد مسیحیان است و در همین باره نیز گفته بود «دشمنان نظام جمهوری اسلامی تلاش دارند تا با دادن پول و امکانات مردم از تشیع برگردند و در منطقه کلیساهای خانگی تشکیل دهند».
وی در یکی از سخنرانیهای خود نیز گفته بود «اگر مسیحیان آمادگی داشته باشند ما امروز هم حاضر به مباهله با آنان هستیم».
او دی ماه سال ۱۳۹۱ ترویج مسیحیت را نیز مصداق جنگ نرم دشمنان علیه عقاید اسلامی و شیعی دانست و گفت «این امر که منشأ آن نیز کشورهای سلطهگر و استعمارگر هستند از بزرگترین خطراتی است که هماکنون ما را تهدید میکند».
سبحانی در همین گفتگو که خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه آن را منتشر کرده بود هشدار داد «یکی دیگر از خطرات موجود در جامعه امروز گسترش کلیساهای خانگی است که جوانان منحرف و دور از دین را جذب کرده و سعی در القای عقاید خود به آنها دارند».
۱۳۹۵ آبان ۳, دوشنبه
اولین ملاقات مادر گلرخ ایرایی با فرزندش
به دخترم گفته اند تو دیگر به دارو نیازی نداری، عمری برایت باقی نمانده، همانجامیمانی تا بمیری
گلرخ ایرایی فعال حقوق بشر روز سوم آبان۹۵ با حمله نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد. وی توسط «ماموران سپاه ثارالله» بدون ارایه حکم بازداشت، بصورت خشونت آمیزی جهت اجرای حکم ۶ سال حبس دستگیر و با «چشمبند و دستبند» به زندان اوین منتقل شد.
مادر گلرخ ایرایی پس از اولین ملاقات با فرزندش می گوید: سوم آبان تیم ثارالله اطلاعات سپاه برای دستگیریاش به منزلش حمله کردند و با لگد و مشت برای ایجاد رعب و وحشت به درب منزل ضربه میزدند. بعد از یک ساعت با میله آهنی درب را شکستند و وارد منزل شدند. گلرخ
از آنها پرسیده، شما چه کسی هستید و از کجا میآیید؟ کارت شناسایی یا حکم نشان دهید اما توجه نکردند و به او دستبند و چشمبند زدند و گفتند به زندان اوین انتقالت میدهیم. گلرخ به مأمورین که لباس شخصی بودند، گفته است حداقل بگذارید داروهایم را بردارم. آنها گفتند که دارو به چه دردت میخورد تو دیگر به دارو نیازی نداری، عمری برایت باقی نمانده، همانجامیمانی تا بمیری. او را جلوی همسایهها با چشمبند و دستبند به پایین بردند و سوار ماشین کردند.”
گلرخ ایرایی در ادامه شرح دستگیری به مادر خود گفته است: “وارد که شدیم گفتند چشمبندت را بردار دیدم در اوین هستیم، مرا به اجرای احکام دادسرای اوین بردند، آنجا گفتم که چه بدرفتاری با من شد و گفتم من وسایلم و داروهای آسمم را با خود نیاوردهام. بعد از کلی کلنجار قبول کردند همراه با سه نفر مأمور اجرای احکام به خانه برگردم و وسایل و داروهایم را بردارم و دوباره به اوین برگشتیم.”
مادر گلرخ ایرایی پس از اولین ملاقات با فرزندش می گوید: سوم آبان تیم ثارالله اطلاعات سپاه برای دستگیریاش به منزلش حمله کردند و با لگد و مشت برای ایجاد رعب و وحشت به درب منزل ضربه میزدند. بعد از یک ساعت با میله آهنی درب را شکستند و وارد منزل شدند. گلرخ
از آنها پرسیده، شما چه کسی هستید و از کجا میآیید؟ کارت شناسایی یا حکم نشان دهید اما توجه نکردند و به او دستبند و چشمبند زدند و گفتند به زندان اوین انتقالت میدهیم. گلرخ به مأمورین که لباس شخصی بودند، گفته است حداقل بگذارید داروهایم را بردارم. آنها گفتند که دارو به چه دردت میخورد تو دیگر به دارو نیازی نداری، عمری برایت باقی نمانده، همانجامیمانی تا بمیری. او را جلوی همسایهها با چشمبند و دستبند به پایین بردند و سوار ماشین کردند.”
گلرخ ایرایی در ادامه شرح دستگیری به مادر خود گفته است: “وارد که شدیم گفتند چشمبندت را بردار دیدم در اوین هستیم، مرا به اجرای احکام دادسرای اوین بردند، آنجا گفتم که چه بدرفتاری با من شد و گفتم من وسایلم و داروهای آسمم را با خود نیاوردهام. بعد از کلی کلنجار قبول کردند همراه با سه نفر مأمور اجرای احکام به خانه برگردم و وسایل و داروهایم را بردارم و دوباره به اوین برگشتیم.”
مادر گلرخ در مورد وضعیت کنونی گلرخ در زندان تاکید کرد: “گلرخ خیلی نگران اعتصاب غذای آرش است. چراکه آرش دارو مصرف میکند و کتفش در زمان بازداشت پیشین در بند سپاه آسیب دیده است. هرچه به دادیار زندان اوین آقای حاجیلو اصرار کرده که آرش را ببیند و از اعتصاب غذا منعش کند، آقای حاجیلو گفته تا زمانی که آرش در اعتصاب است شما ممنوعالملاقات هستید.”
مادر گلرخ ادامه داد: “من حال خوبی ندارم و دو روز پیش جراحی کرده ام و درنوبت جراحی کمرم هستم نمیدانم که میتوانم باز به ملاقات برم یا نه”.
شایان ذکر است که آرش صادقی، زندانی سیاسی بند هشت اوین، هم اکنون در وضعیت وخیم جسمانی در هشتمین روز از اعتصاب غذا به سر می برد.
این فعال سیاسی و دانشجوی اخراجی دانشگاه علامه طباطبایی به همراه همسرش، گلرخ ابراهیمی ایرایی، در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ توسط قرارگاه ثارالله اطلاعات سپاه بازداشت و یکم دیماه سال ۹۴ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام»، «توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی»، «تبلیغ علیه نظام» و «تشکیل گروه غیرقانونی» و همسرش به اتهام «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» به ترتیب به پانزده سال حبس و شش سال حبس محکوم شدند که این حکم برای آرش صادقی طی دادگاه تجدیدنظر مورد تائید قرار میگیرد که با حساب چهار سال تعلیقی در پرونده قبلی حکم به ۱۹ سال حبس افزایش یافت.
پیشتر نیز در جریان مراجعه مأموران امنیتی به خانه مادر آرش صادقی برای بازداشت پسرش در سال ۱۳۸۹، مأمورین با واردکردن ضربهای به سر مادر وی باعث خونریزی مغزی شده که مادر این فعال دانشجویی پس از چند روز بستری بودن در بیمارستان درگذشت. لازم به توضیح است، پزشک بیمارستان علت مرگ را ایست قلبی تشخص میدهد اما باگذشت چهار ماه پس از مرگ، پزشک قانونی علت مرگ را «اصابت سر به شیء سخت» اعلام کرده است که باعث خونریزی داخلی و بعد ایست قلبی شده است.
مادر گلرخ ادامه داد: “من حال خوبی ندارم و دو روز پیش جراحی کرده ام و درنوبت جراحی کمرم هستم نمیدانم که میتوانم باز به ملاقات برم یا نه”.
شایان ذکر است که آرش صادقی، زندانی سیاسی بند هشت اوین، هم اکنون در وضعیت وخیم جسمانی در هشتمین روز از اعتصاب غذا به سر می برد.
این فعال سیاسی و دانشجوی اخراجی دانشگاه علامه طباطبایی به همراه همسرش، گلرخ ابراهیمی ایرایی، در تاریخ ۱۵ شهریور ۱۳۹۳ توسط قرارگاه ثارالله اطلاعات سپاه بازداشت و یکم دیماه سال ۹۴ در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اتهام «اجتماع و تبانی علیه نظام»، «توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی»، «تبلیغ علیه نظام» و «تشکیل گروه غیرقانونی» و همسرش به اتهام «توهین به مقدسات» و «تبلیغ علیه نظام» به ترتیب به پانزده سال حبس و شش سال حبس محکوم شدند که این حکم برای آرش صادقی طی دادگاه تجدیدنظر مورد تائید قرار میگیرد که با حساب چهار سال تعلیقی در پرونده قبلی حکم به ۱۹ سال حبس افزایش یافت.
پیشتر نیز در جریان مراجعه مأموران امنیتی به خانه مادر آرش صادقی برای بازداشت پسرش در سال ۱۳۸۹، مأمورین با واردکردن ضربهای به سر مادر وی باعث خونریزی مغزی شده که مادر این فعال دانشجویی پس از چند روز بستری بودن در بیمارستان درگذشت. لازم به توضیح است، پزشک بیمارستان علت مرگ را ایست قلبی تشخص میدهد اما باگذشت چهار ماه پس از مرگ، پزشک قانونی علت مرگ را «اصابت سر به شیء سخت» اعلام کرده است که باعث خونریزی داخلی و بعد ایست قلبی شده است.
۱۳۹۵ آبان ۲, یکشنبه
ایران، ادامهی جفا بر کلیسا، ساموئل بختیاری
برخوردهای امنیتی با نوکیشان مسیحی موضوع تازهای نیست؛ این نحوهی برخورد کم و بیش با فراز و نشیبهایی همراه بوده است.
بیشتر نوکیشان مسیحی پس از بازداشت با اتهام مشابهی مورد بازجویی قرار میگیرند: “اقدام علیه امنیت ملی با تجمع در کلیساهای خانگی و فعالیتهای تبشیری”؛ اتهامی نه چندان روشن که میتواند پادافرهای میان ٣ سال حبس یا مرگ را به همراه داشته باشد. از دیگر اتهامات وارده بر نوکیشان مسیحی واژهی ناآشنای “مسیحیان صهیونیست” است. همآمیزی واژگان مسیحی و صهیونیست، لرزه بر اندام هر زندانی دربند زندانهای ایران میاندازد؛ افزون بر اینکه زندانی نگون بخت با اتهامات امنیتی نیز مواجه باشد. با وجود این اتهامات بیپایه، تاکنون شواهدی مبنی بر همکاری یا ارتباط مجموعه کلیساهای خانگی و شاخههای گوناگون مسیحی با کشورهای به اصطلاح “دشمن” به دست نیامده است. رابطهی کلیساهای ایران با کلیساهای خارج از کشور امری روشن است و کسی در پی انکار این رابطه میان کلیساهای جهان نیست. حضور بیشتر موسسات و اندیشکدههای مسیحی در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی، دستاویزی برای اتهامزنی به این اقلیت دینی شده است. فرض وجودی سازمانهای مسیحی در کشورهای غربی یا قرار گرفتن بسیاری از اماکن مقدس مسیحی در کشور اسرائیل، نمیتواند دلیلی محکمه پسند برای معرفی نوکیشان به پیشگاه یک دادگاه دادگر باشد؛ چه بسا سالها پیش از بنیانگذاری کشور اسرائیل، ایالات متحدهی آمریکا و جمهوری اسلامی، این مکانهای مقدس در محدودهی جغرافیایی پیشتر گفته شده قرار داشتند. روابط بین کلیسایی نیز سابقهای چند صد ساله دارد. دکتر احمد شهید، گزارشگر پیشین سازمان ملل متحد در موضوع حقوق بشر ایران، در یکی از گزارشهای سالانهی خویش از دستگیری بیش از ٣٠٠ نوکیش مسیحی در ایران خبر داده بود.
در سالهای اخیر برخوردهای امنیتی با این گروه مذهبی بیآزار افزایش چشمگیری داشته است. در ادبیات گفتاری امروز ایرانیان، نوکیشان مسیح کسانی هستند که دست از دین آبا و اجدادی خویش کشیده و به کسوت مسیحیت درآمدهاند. سابقهی حضور نوکیشان مسیحی در ایران به سالهای ابتدایی کیش مسیحیت باز میگردد. در تعالیم انجیل، کتاب مقدس مسیحیان، از حضور ٣ مؤبد ایرانی در هنگام تولد عیسی مسیح سخن به میان آمده است. صدها سال پیش از ظهور دین اسلام، کلیسای نسطوریان ایران شورای رهبری خویش را در شهر تیسفون، پایتخت شاهنشاهی ساسانیان بنا نهاده و استقلال خویش را از کلیسای روم اعلام کرده بود. بنا بر شواهد و مستندات تاریخی در زمان زمامداری شاهان ساسانی، شهرهای مسیحی نشین در پهنه جغرافیایی آنروز ایران، وجود داشتند و مسیحیان کم و بیش در امنیت نسبی روزگار میگذراندند. پس از شکست شاهنشاهی ساسانی در هجوم اعراب مسلمان، مسیحیت نیز مانند دین کهن زرتشت در برابر آیین نو، از رونق افتاده و گوشه نشین شدند. بقایای فکری و اعتقادی مسیحیان ایرانی را در حال حاضر میتوان در کلیسای آشوری امروز جستجو کرد. پس از قرنها کشمکش میان اسلام و مسیحیت که نمونهی بارز آن جنگ صلیبی بود، نهضت روشنگری دینی و رنسانس اروپا روح تازهای به مسیحیت نوین دمید؛ روحی که ثمرهی آن اعزام مسیونرهای مذهبی به سرتاسر نقاط جهان بود، کشور ایران نیز از این امر برکنار نماند. مسیحیت به عنوان پرشمارترین و فراگیرترین آیین مذهبی جهان پس از گذشت بیش از ٢٠٠٠ سال از پایه گذاری، هنوز نیز از محبوبیت قابل توجهی برخوردار است.
مسئلهی تبلیغ و اعزام مبلغ، در واقع عمری همپایهی مذاهب جهان دارد. پیروان هر یک از ادیان و مذاهب، دین خود را دین حقیقی و برحق دانسته و ادیان دیگر را باطل و یا منسوخ پنداشتهاند. یکی از وسایل مهم تغییر عقاید و اندیشهها در طول تاریخ، تبلیغ بوده است که هر یک از ادیان و مذاهب نیز از این وسیله جهت گسترش حوزهی نفوذ و افزایش تعداد پیروان خویش استفاده کردهاند و این امر در ادیان و مذاهبی که داعیه جهان شمولی داشتهاند –به ویژه اسلام و مسیحیت-، سابقه و نمود بیشتری داشته است. اما فعالترین جنبش تبلیغی در میان ادیان و مذاهب دنیا مربوط به مسیحیت است. به جرات میتوان گفت در میان هیچ یک از ادیان و مذاهب، فعالیتهای تبلیغی و اعزام مبلغ به گستردگی دین مسیحیت نبوده است. این جریان به ویژه با توجه به الهیات مسیحی که تنها راه رستگاری انسان را از طریق ایمان به مسیح میداند، اهمیت بیشتری یافت. لذا در این دین، فعالیتهای تبلیغی به شکلی بسیار منسجم و با برنامهریزیهای دقیق همراه بود. گروه های میسیونری دارای چنان تشکیلات گستردهای شد که دانشگاههای معتبر اروپا و آمریکا دارای کالجهای تعلیم و تربیت مبلغ مذهبی بودند. در راستای گسترش مسیحیت، مبلغینی نیز برای تبلیغ مسیحیت به ایران فرستاده شدند. با توجه به بافت مذهبی جامعهی ایران و رواداری مذهبی بیشتر ایرانیان نسبت به سایر کشورهای خاورمیانه، رابطهی میان مردم و میسیونرهای مسیحی در بیشتر اوقات نیک بود. کارنامهی حضور میسیونرهای مذهبی مسیحی در ایران برخلاف کشورهای آمریکای جنوبی، کارنامهی مثبتی است. برای نمونه، مدرسهی کامیونیتی تهران (Community School, Tehran)، که تا پیش از انقلاب فعال بود، در ذهن و خاطرهی مردم این شهر نشانهی خوبی از حضور میسیونرهای مسیحی برجای گذاشته بود. مدرسهی کامیونیتی، به عنوان یک مدرسهی شبانهروزی در تهران برای میسیونرهای پروتستان آمریکایی ساکن ایران در سالهای ۱۸۳۰ میلادی پایهگذاری شد. در اواخر دههی ۴۰ میلادی، مدرسه از خیابان قوام السلطنه به کوچهی مریضخانه در نزدیکی خیابان ژاله تهران انتقال یافت و تا زمان بسته شدن در سال ۱۳۵۸، در آنجا قرار داشت.
با توجه به سابقهی حضور و نحوهی کار میسیونرهای مذهبی، آشکارا میتوان گفت فعالیتهای تبشیری در ایران، ارتباطی به حضور نظام جمهوری اسلامی در ایران ندارد. چنانچه زندانی مسیحی ابراهیم فیروزی نیز در رنج نامهی خویش به دادستان تهران بر این مدعا تاکید دارد. بسیاری از نوکیشان مسیحی ایرانی، از قشر متوسط و آسیب پذیر جامعه هستند (با توجه به شرایط اقتصادی امروز ایران به جرات می توان طبقه متوسط را آسیب پذیر خواند)؛ افرادی که برخی از آنان آسیب دیدگان اجتماعی هستند که با توجه به نحوهی رفتار با این افراد برپایه جهان بینی مسیحی، جذب این آیین شدهاند. به طور کلی میتوان گفت کلیساهای خانگی و فعالان مسیحی درون کشور برنامهی خاصی جهت جذب نخبگان و تاثیرگذاری بر روند سیاست داخلی ایران ندارند. با توجه به نبود شواهد و اسنادی دال بر همکاری مجرمانهی نوکیشان مسیحی برخلاف دستگاه سیاسی موجود، شایسته است که نیروهای امنیتی و دستگاه قضایی با اندیشمندی بیشتری با این موضوع برخورد نمایند.
بیشتر نوکیشان مسیحی پس از بازداشت با اتهام مشابهی مورد بازجویی قرار میگیرند: “اقدام علیه امنیت ملی با تجمع در کلیساهای خانگی و فعالیتهای تبشیری”؛ اتهامی نه چندان روشن که میتواند پادافرهای میان ٣ سال حبس یا مرگ را به همراه داشته باشد. از دیگر اتهامات وارده بر نوکیشان مسیحی واژهی ناآشنای “مسیحیان صهیونیست” است. همآمیزی واژگان مسیحی و صهیونیست، لرزه بر اندام هر زندانی دربند زندانهای ایران میاندازد؛ افزون بر اینکه زندانی نگون بخت با اتهامات امنیتی نیز مواجه باشد. با وجود این اتهامات بیپایه، تاکنون شواهدی مبنی بر همکاری یا ارتباط مجموعه کلیساهای خانگی و شاخههای گوناگون مسیحی با کشورهای به اصطلاح “دشمن” به دست نیامده است. رابطهی کلیساهای ایران با کلیساهای خارج از کشور امری روشن است و کسی در پی انکار این رابطه میان کلیساهای جهان نیست. حضور بیشتر موسسات و اندیشکدههای مسیحی در کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی، دستاویزی برای اتهامزنی به این اقلیت دینی شده است. فرض وجودی سازمانهای مسیحی در کشورهای غربی یا قرار گرفتن بسیاری از اماکن مقدس مسیحی در کشور اسرائیل، نمیتواند دلیلی محکمه پسند برای معرفی نوکیشان به پیشگاه یک دادگاه دادگر باشد؛ چه بسا سالها پیش از بنیانگذاری کشور اسرائیل، ایالات متحدهی آمریکا و جمهوری اسلامی، این مکانهای مقدس در محدودهی جغرافیایی پیشتر گفته شده قرار داشتند. روابط بین کلیسایی نیز سابقهای چند صد ساله دارد. دکتر احمد شهید، گزارشگر پیشین سازمان ملل متحد در موضوع حقوق بشر ایران، در یکی از گزارشهای سالانهی خویش از دستگیری بیش از ٣٠٠ نوکیش مسیحی در ایران خبر داده بود.
در سالهای اخیر برخوردهای امنیتی با این گروه مذهبی بیآزار افزایش چشمگیری داشته است. در ادبیات گفتاری امروز ایرانیان، نوکیشان مسیح کسانی هستند که دست از دین آبا و اجدادی خویش کشیده و به کسوت مسیحیت درآمدهاند. سابقهی حضور نوکیشان مسیحی در ایران به سالهای ابتدایی کیش مسیحیت باز میگردد. در تعالیم انجیل، کتاب مقدس مسیحیان، از حضور ٣ مؤبد ایرانی در هنگام تولد عیسی مسیح سخن به میان آمده است. صدها سال پیش از ظهور دین اسلام، کلیسای نسطوریان ایران شورای رهبری خویش را در شهر تیسفون، پایتخت شاهنشاهی ساسانیان بنا نهاده و استقلال خویش را از کلیسای روم اعلام کرده بود. بنا بر شواهد و مستندات تاریخی در زمان زمامداری شاهان ساسانی، شهرهای مسیحی نشین در پهنه جغرافیایی آنروز ایران، وجود داشتند و مسیحیان کم و بیش در امنیت نسبی روزگار میگذراندند. پس از شکست شاهنشاهی ساسانی در هجوم اعراب مسلمان، مسیحیت نیز مانند دین کهن زرتشت در برابر آیین نو، از رونق افتاده و گوشه نشین شدند. بقایای فکری و اعتقادی مسیحیان ایرانی را در حال حاضر میتوان در کلیسای آشوری امروز جستجو کرد. پس از قرنها کشمکش میان اسلام و مسیحیت که نمونهی بارز آن جنگ صلیبی بود، نهضت روشنگری دینی و رنسانس اروپا روح تازهای به مسیحیت نوین دمید؛ روحی که ثمرهی آن اعزام مسیونرهای مذهبی به سرتاسر نقاط جهان بود، کشور ایران نیز از این امر برکنار نماند. مسیحیت به عنوان پرشمارترین و فراگیرترین آیین مذهبی جهان پس از گذشت بیش از ٢٠٠٠ سال از پایه گذاری، هنوز نیز از محبوبیت قابل توجهی برخوردار است.
مسئلهی تبلیغ و اعزام مبلغ، در واقع عمری همپایهی مذاهب جهان دارد. پیروان هر یک از ادیان و مذاهب، دین خود را دین حقیقی و برحق دانسته و ادیان دیگر را باطل و یا منسوخ پنداشتهاند. یکی از وسایل مهم تغییر عقاید و اندیشهها در طول تاریخ، تبلیغ بوده است که هر یک از ادیان و مذاهب نیز از این وسیله جهت گسترش حوزهی نفوذ و افزایش تعداد پیروان خویش استفاده کردهاند و این امر در ادیان و مذاهبی که داعیه جهان شمولی داشتهاند –به ویژه اسلام و مسیحیت-، سابقه و نمود بیشتری داشته است. اما فعالترین جنبش تبلیغی در میان ادیان و مذاهب دنیا مربوط به مسیحیت است. به جرات میتوان گفت در میان هیچ یک از ادیان و مذاهب، فعالیتهای تبلیغی و اعزام مبلغ به گستردگی دین مسیحیت نبوده است. این جریان به ویژه با توجه به الهیات مسیحی که تنها راه رستگاری انسان را از طریق ایمان به مسیح میداند، اهمیت بیشتری یافت. لذا در این دین، فعالیتهای تبلیغی به شکلی بسیار منسجم و با برنامهریزیهای دقیق همراه بود. گروه های میسیونری دارای چنان تشکیلات گستردهای شد که دانشگاههای معتبر اروپا و آمریکا دارای کالجهای تعلیم و تربیت مبلغ مذهبی بودند. در راستای گسترش مسیحیت، مبلغینی نیز برای تبلیغ مسیحیت به ایران فرستاده شدند. با توجه به بافت مذهبی جامعهی ایران و رواداری مذهبی بیشتر ایرانیان نسبت به سایر کشورهای خاورمیانه، رابطهی میان مردم و میسیونرهای مسیحی در بیشتر اوقات نیک بود. کارنامهی حضور میسیونرهای مذهبی مسیحی در ایران برخلاف کشورهای آمریکای جنوبی، کارنامهی مثبتی است. برای نمونه، مدرسهی کامیونیتی تهران (Community School, Tehran)، که تا پیش از انقلاب فعال بود، در ذهن و خاطرهی مردم این شهر نشانهی خوبی از حضور میسیونرهای مسیحی برجای گذاشته بود. مدرسهی کامیونیتی، به عنوان یک مدرسهی شبانهروزی در تهران برای میسیونرهای پروتستان آمریکایی ساکن ایران در سالهای ۱۸۳۰ میلادی پایهگذاری شد. در اواخر دههی ۴۰ میلادی، مدرسه از خیابان قوام السلطنه به کوچهی مریضخانه در نزدیکی خیابان ژاله تهران انتقال یافت و تا زمان بسته شدن در سال ۱۳۵۸، در آنجا قرار داشت.
با توجه به سابقهی حضور و نحوهی کار میسیونرهای مذهبی، آشکارا میتوان گفت فعالیتهای تبشیری در ایران، ارتباطی به حضور نظام جمهوری اسلامی در ایران ندارد. چنانچه زندانی مسیحی ابراهیم فیروزی نیز در رنج نامهی خویش به دادستان تهران بر این مدعا تاکید دارد. بسیاری از نوکیشان مسیحی ایرانی، از قشر متوسط و آسیب پذیر جامعه هستند (با توجه به شرایط اقتصادی امروز ایران به جرات می توان طبقه متوسط را آسیب پذیر خواند)؛ افرادی که برخی از آنان آسیب دیدگان اجتماعی هستند که با توجه به نحوهی رفتار با این افراد برپایه جهان بینی مسیحی، جذب این آیین شدهاند. به طور کلی میتوان گفت کلیساهای خانگی و فعالان مسیحی درون کشور برنامهی خاصی جهت جذب نخبگان و تاثیرگذاری بر روند سیاست داخلی ایران ندارند. با توجه به نبود شواهد و اسنادی دال بر همکاری مجرمانهی نوکیشان مسیحی برخلاف دستگاه سیاسی موجود، شایسته است که نیروهای امنیتی و دستگاه قضایی با اندیشمندی بیشتری با این موضوع برخورد نمایند.
۱۳۹۵ مهر ۲۸, چهارشنبه
ادامه تولید برنامههای دینی با محتوای مسیحیت ستیزی در صدا و سیما
در ادامه ساخت برنامههای ضد مسیحی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی کارشناس مذهبی برنامه طی اظهاراتی تازه تعالیم و الهیات مسیحی را در مورد عیسی مسیح از اساس باطل و اشتباه دانست.
به گزارش«محبتنیوز» تبلیغات جمهوری اسلامی مبنی بر معرفی اسلام به عنوان دین صلح با عملکرد این حکومت در خصوص اقلیتهای دینی بویژه مسیحیان تناقض عمیقی دارد.
در ادامه تولید و ساخت برنامههای اسلامی با محتوای ضدمسیحی میزگردی در رادیو گفتگو برگزار شده، در این برنامه که دو فارغالتحصیل حوزه علمیه قم کارشناس آن بودند در بخشی از برنامه اعلام شده؛ “تمام ادیان بدون ولایت پوچ و بیمحتوا هستند و در بخش دیگری از آن کارشناس دینی با زیر سوال بردن الهیات مسیحی تاکید بر آن داشت که باور بر اینکه عیسی مسیح پسر خداست از اساس باطل و اشتباه است.”
محمد حسین فرجنژاد، پژوهشگر ادیان نوظهور درباره ولایت صحبت کرده و مدعی شده ولایتی که در عرفان اسلامی با آن رو به رو میشویم، اساس تمام ادیان و دین ابراهیمی و تمام شرایع الهی در تمام بشریت است. فارغ از اینکه توجه کند که از نظر تاریخی و زمانبندی مطلبی که میگوید از اساس اشتباه است.
این پژوهشگر به اصطلاح دینی مدعی شده «تمامی شرایع الهی بدون ولایت در اصل بی مغز و تهی میشوند». به گفته او «ولایت همواره در مقابل عبد مطرح می شود، با توجه به این که عبد با توسل جستن به ریسمان ولایت الهی محقق میشود».
او معتقد است برخی از فرقههای انحرافی مسیحی و یهودی و اسلامی با حرفهای مختلف محوریت شرعیت را کم رنگ و مرده نموده و به نوعی انسان گرایی و سکولاریسم را برجسته و مهم می شمارند.
در ادامه این برنامه رادیویی یک طرفه مهمان دیگر این میزگرد سعید ارجمندفر بود که در صحبتهای خود علیه مسیحیت شمشیر از رو بسته بود. او با اشاره به تفاوتهای به گفته وی عرفان مسیحی و عرفان حماسی عاشورا، گفت «اصلی ترین تفاوت بین عرفان مسیحی و عرفان حماسی عاشورا را میتوان با بررسی و ماهیت تاریخ عرفان مسیحی به دست آورد».
او از این هم فراتر رفت و امام سوم شیعیان را با عیسی مسیح مقایسه کرد و گفت «در نگاه خاص مسیحیان، جوشش و خروش مسیح یکی از دلایل تشکیل عرفان مسیحی شده است. قیام امام حسین و قیام مسیح متفاوت بود و بدون شک آن چیزی که مسیحیان از وی به تصویر میکشند، آن چیزی نیست که ما به آن باور و اعتقاد داشته باشیم».
وی افزود، ما عیسی مسیح را مانند سایر پیامبران الهی، انسانی انقلابی، پر شور و حرارت و معصوم از گناه و برخوردار از سلحشوری در مقابل ظلم و عدالت خواه و شرعیت مدار میدانیم، اما آنطور که مسیحیان او را پسر خدا میدانند تفکری باطل و اشتباه است.
گفتنی است از اواسط بهار صدا و سیمای جمهوری اسلامی برنامههای زیادی را با محتوای مسیحی ستیزی در دست تولید داشته است. تریبونهایی که همه آنها کارشناسان حوزوی و اسلامی نشستهاند و بدون آنکه نظر محققین و پژوهشگران مسیحی را جویا شوند ، کارشناسان خود میبرند، میدوزند و در نهایت نتیجهای را که به آنها ابلاغ شده اعلام میکنند.
نه تنها موضوعات دینی بلکه نقد و واکاوی هر موضوعی بدون آنکه کارشناس آن حوزه در میزگرد حضور داشته باشد، در هیچ کجای دنیا مرسوم نیست مگر کشورهای استبداد زده که تنها معتقدند صدای خودشان باید به گوش مردم برسد. از ساخت این برنامههای ضد مسیحی ماههاست میگذرد اما صدا و سیمای جمهوری اسلامی هنوز توانایی دعوت از یک کارشناس بیطرف در امور ادیان و یا یکی از نمایندگان مسیحی مجلس شورای اسلامی را ندارد.
در نتیجه برنامههایی که با هزینههای سنگین تولید میشود آنقدر محتوای یکطرفه دارد که میزان شنونده و بیننده به کمترین حد ممکن میرسد.
به گزارش«محبتنیوز» تبلیغات جمهوری اسلامی مبنی بر معرفی اسلام به عنوان دین صلح با عملکرد این حکومت در خصوص اقلیتهای دینی بویژه مسیحیان تناقض عمیقی دارد.
در ادامه تولید و ساخت برنامههای اسلامی با محتوای ضدمسیحی میزگردی در رادیو گفتگو برگزار شده، در این برنامه که دو فارغالتحصیل حوزه علمیه قم کارشناس آن بودند در بخشی از برنامه اعلام شده؛ “تمام ادیان بدون ولایت پوچ و بیمحتوا هستند و در بخش دیگری از آن کارشناس دینی با زیر سوال بردن الهیات مسیحی تاکید بر آن داشت که باور بر اینکه عیسی مسیح پسر خداست از اساس باطل و اشتباه است.”
محمد حسین فرجنژاد، پژوهشگر ادیان نوظهور درباره ولایت صحبت کرده و مدعی شده ولایتی که در عرفان اسلامی با آن رو به رو میشویم، اساس تمام ادیان و دین ابراهیمی و تمام شرایع الهی در تمام بشریت است. فارغ از اینکه توجه کند که از نظر تاریخی و زمانبندی مطلبی که میگوید از اساس اشتباه است.
این پژوهشگر به اصطلاح دینی مدعی شده «تمامی شرایع الهی بدون ولایت در اصل بی مغز و تهی میشوند». به گفته او «ولایت همواره در مقابل عبد مطرح می شود، با توجه به این که عبد با توسل جستن به ریسمان ولایت الهی محقق میشود».
او معتقد است برخی از فرقههای انحرافی مسیحی و یهودی و اسلامی با حرفهای مختلف محوریت شرعیت را کم رنگ و مرده نموده و به نوعی انسان گرایی و سکولاریسم را برجسته و مهم می شمارند.
در ادامه این برنامه رادیویی یک طرفه مهمان دیگر این میزگرد سعید ارجمندفر بود که در صحبتهای خود علیه مسیحیت شمشیر از رو بسته بود. او با اشاره به تفاوتهای به گفته وی عرفان مسیحی و عرفان حماسی عاشورا، گفت «اصلی ترین تفاوت بین عرفان مسیحی و عرفان حماسی عاشورا را میتوان با بررسی و ماهیت تاریخ عرفان مسیحی به دست آورد».
او از این هم فراتر رفت و امام سوم شیعیان را با عیسی مسیح مقایسه کرد و گفت «در نگاه خاص مسیحیان، جوشش و خروش مسیح یکی از دلایل تشکیل عرفان مسیحی شده است. قیام امام حسین و قیام مسیح متفاوت بود و بدون شک آن چیزی که مسیحیان از وی به تصویر میکشند، آن چیزی نیست که ما به آن باور و اعتقاد داشته باشیم».
وی افزود، ما عیسی مسیح را مانند سایر پیامبران الهی، انسانی انقلابی، پر شور و حرارت و معصوم از گناه و برخوردار از سلحشوری در مقابل ظلم و عدالت خواه و شرعیت مدار میدانیم، اما آنطور که مسیحیان او را پسر خدا میدانند تفکری باطل و اشتباه است.
گفتنی است از اواسط بهار صدا و سیمای جمهوری اسلامی برنامههای زیادی را با محتوای مسیحی ستیزی در دست تولید داشته است. تریبونهایی که همه آنها کارشناسان حوزوی و اسلامی نشستهاند و بدون آنکه نظر محققین و پژوهشگران مسیحی را جویا شوند ، کارشناسان خود میبرند، میدوزند و در نهایت نتیجهای را که به آنها ابلاغ شده اعلام میکنند.
نه تنها موضوعات دینی بلکه نقد و واکاوی هر موضوعی بدون آنکه کارشناس آن حوزه در میزگرد حضور داشته باشد، در هیچ کجای دنیا مرسوم نیست مگر کشورهای استبداد زده که تنها معتقدند صدای خودشان باید به گوش مردم برسد. از ساخت این برنامههای ضد مسیحی ماههاست میگذرد اما صدا و سیمای جمهوری اسلامی هنوز توانایی دعوت از یک کارشناس بیطرف در امور ادیان و یا یکی از نمایندگان مسیحی مجلس شورای اسلامی را ندارد.
در نتیجه برنامههایی که با هزینههای سنگین تولید میشود آنقدر محتوای یکطرفه دارد که میزان شنونده و بیننده به کمترین حد ممکن میرسد.
اشتراک در:
پستها (Atom)