۱۳۹۶ فروردین ۲۹, سهشنبه
کلیپ صوتی شرح (کنوانسیون جلوگیری از آلودگی دریایی از طریق دفع مواد زائد)
شرح کنوانسیون جلوگیری از آلودگی دریایی از طریق دفع مواد زائد
۱۳۹۶ فروردین ۲۸, دوشنبه
درخواست کمک مادر زندانی سیاسی آتنا دائمی از مجامع بین المللی و حقوق بشری
مادر آتنا دائمی با نوشتن نامه ای خطاب به مجامع حقوق بشری خواستار رساندن صدای آتنا دائمی گردید.
آتنا دائمی مدافع حقوق بشر محبوس در بند زنان زندان اوین در اعتراض به محکومیت خواهرانش انسیه و هانیه دائمی و درپی بی توجهی به خواستهاش از روز شنبه ۱۹ فروردین دست به اعتصاب غذا زده است.
اعتراض آتنا دائمی نسبت به محکومیت خواهرانش به حبس تعلیقی با درخواست «اعلام و ابلاغ برائت خواهرانش» و همچنین «استرداد کفالت ضبط شده» است.
مادر آتنا دائمی خطاب ه مجامع حقوق بشری چنین می نویسد :
بعد از ملاقات دیروز بی تاب تر و بی قرارتر شدم. فکر می کردم به داد دخترم می رسند فکر می کردم الان که وقت ادعاها و وعده های آبادی و سامان دادن این مملکت است صدای آتنایم را می شنوند!!!
صدای آتنایم را می شنوند که هوش و حواس جوانیش زندگی کودکان کار و خیابان بود و در سر پرشور جوانیش سودای بهبود زندگی کودکان کار را داشت حتی با دستهای خالیش.
صدای آتنایم را می شنوند که غمش،غم کودکی که زیر تیغ اعدام است و شادیش شادی جوانی که نجات یافته بود از چوبه ی دار به بهانه ی جرم مواد مخدر.
صدای آتنایم را می شنوند که تپش قلبش با کوبانی و مقاومتشان و مشتش کوبنده علیه کشتار و بی رحمی و جنایت داعش و داعشیان.
صدای آتنایم را می شنوند که می خواهد ابتدایی ترین حقوق یک شهروند و اینجا زنان برای انتخاب پوشش را به رسمیت بشناسند.
اما نخیر خبری از مسئولین نیست بیش از اینها سرشان گرم شعارهای تبلیغاتیشان هست و صدای من مادر نگران و پدر غمگین آتنا را نمی شنوند پس رو به همه ی دنیا رو به همه ی مجامع بین الملی و نهادهای حقوق کودکان و حقوق زنان و حقوق بشر و همه ی رسانه ها که صدای آتنای من باشید. مدام در گوشم نخوانید که الان بخاطر انتخابات زمان مناسبی نیست! جان دخترم در خطر است صدای دخترم باشید که سکوت در مقابل اعتصاب آتنا بخاطر اعلام برائت حکم بی دلیل قضایی از خواهرانش، ظلم در حق من است.
با داشتن حجم عظيمى از توليد زباله،مديران و شهروندان هيچكدام قادر به مقابله با اين بحران نيستند
با پایان یافتن سفرهای نوروزی امسال، باز هم این جا و آن جا بحث درباره گستردگی تولید زباله، بویژه در مناطق تراکم مسافران نوروزی بالا گرفت.
با این حال بنظر می رسد که تولید زباله در کشور، گرچه با وقایعی همچون مسافرت های نوروزی شدت بیشتری میگیرد، ولی پدیده سخت جانی است که سالهاست با سماجت به حیات خود ادامه می دهد و به آلودگی های زیست محیطی می افزاید.
سازمان دهیاری ها و شهرداری های کشور آخرین رقم تولید زباله در ایران را سالانه ۲۰ میلیون تن برآورد کرده است. رقمی که بنظر می رسد در مقایسه با تولیدات مشابه، در کشورهای دیگر جهان، متاسفانه ایران را در ردیف بسیار بالائی قرار می دهد.
علاوه بر این گفته می شود که در صد قابل توجهی از آنچه به زباله تبدیل می شوند، مواد غذائی هستند، بطوریکه یک ارزیابی در این زمینه مدعی است که ۳۵ درصد تولیدات کشاورزی کشور روانه زباله دانها می شوند.
علاوه بر کوشش بقصد اجتناب از تولید انبوه زباله، موضوع بازیافت زباله ها هم مشکلی است که بنظر می رسد در ایران با موفقیت چندانی روبرو نیست. چرا که مدیران شهری قادر نبوده اند تا با آموزش وسیع شهروندان و سازماندهی مناسب ، به سطح مطلوبی از بازیافت زباله ها دست یابند.
در گفتگوئی با آرزو میرزاخانی، روزنامه نگار مسائل محیط زیست در تهران، با وی درباره سخت جانی پدیده زباله ها در کشور صحبت کردیم.
او که ابتدا شهروندان را به مصرف گرائی زیاده روانه متهم می کند در عین حال عقیده دارد که شاید در سالیان گذشته آنچنان که باید و شاید مدیریت مناسبی هم در شهرهای بزرگ کشور، بویژه در تهران، برای مدیریت پسماندها وجود نداشته است.
بروایت آرزو میرزاخانی در تهران دو برابر نورم سالانه جهانی ما پسماند تولید می کنیم. اما برای مقابله با این حجم تولید ما در تهران فقط یک زباله سوز داریم که روزانه ۲۵۰ تن زباله را می تواند به انرژی برقی تبدیل کند. این البته با توجه به تولید ۷۵۰۰ تن پسماند روزانه که در تهران تولید می شود، رقم ناچیزی است.
خانم میرزا خانی توضیح می دهد که باقی مانده پسماندهائی که در تهران تولید می شوند در منطقه کهریزک و آراد کوه دفع می شوند که همین کار مشکلات بسیار زیادی تولید می کند. بویژه که در سال گذشته دریاچه ای از شیرآبه در منطقه آراد کوه ایجاد شد که انعکاس وسیعی در رسانه ها داشت. میرزاخانی از بازدید یک ماه پیش خود از این دریاچه یاد می کند که البته تا حدودی خشک شده بود. تعدادی درخت هم در این منطقه کاشته اند... اما با این حال باز هم بوی نامطبوعی که ایجاد کرده بود و آلودگی های زیست محیطی که به همین دلیل بوجود آمده بودند بسیار آزار دهنده بود.
میرزاخانی درباره نقش مردم در تفکیک اولیه زباله، از آن بعنوان یک پروژه شکست خورده یاد می کند و علل شکست را به عواملی مانند فقدان فرهنگ سازی و نداشتن آموزش نسبت می دهد.
او اضافه می کند اگر هم در مبداً، زباله ها می توانستند تفکیک شوند، خودروهای حمل زباله قادر به جدا سازی پسماندها نیستند.
به این گفتگو گوش کنید.
انتقال ۱۱ زندانی به سلول انفرادی جهت اجرای حکم اعدام در کرج
حقوق بشر ایران، ۲۸ فروردین ماه ۱۳۹۶: یازده زندانی در زندان رجایی شهر کرج جهت اجرای حکم اعدام به سلول انفرادی منتقل شدند.
بنابه اطلاع سازمان حقوق بشر ایران، صبح روز یکشنبه ۲۷ فروردین ماه ۱۱ زندانی در زندان رجایی شهر کرج که عمدتاً با اتهام قتل عمد به قصاص نفس (اعدام) محکوم شدهاند به سلول انفرادی منتقل شدند تا حکم اعدام در مورد ایشان اجرا شود.
هویت سه تن از این زندانیان عبارت است از: "فرزاد قهرمان" و "مهدی بهلولی" از بند ۱ و "وحید سیلانی" از بند ۴ .
یک منبع مطلع به سازمان حقوق بشر ایران گفت: "معمولاً روز چهارشنبه احکام اعدام در رجایی شهر اجرا میشوند و احکام این یازده نفر هم احتمالاً در همین روز اجرا خواهد شد."
فقر گسترده و حاکم بر، کشوری سرشار از گنجینه ها و منابع طبیعی
وخامت وضعیت اجتماعی و اقتصادی در ایران هر روزه شدت وسرعت بیشتری می گیرد و تاثیر آن بر شرایط زندگی مردم نیز بیشترمی شود، تورم رشد صعودی دارد، بیکاری در حال افزایش است و کارمندان و مزد بگیران در جستجوی شغل دوم، چون دستمزدشان حتی برای خنثی کردن تورم هم کافی نیست.شکاف بین درآمد ثروتمندان و تهی دستان ایران رو به گسترش است، و دراین شرایط اسفبار کارگران ازحقوق های معوقه چندین ماهه خود شکایت دارند، کارکنان دولت، بازنشستگان و حقوق بگیران میگویند «کارد به استخوانمان رسیده »، « نیروهای راهداری در کشوراسلامی گرسنگی می کشند» و «شکم گرسنه دین وایمان نمی شناسد »، روستای کمب آب لولهکشی ندارد.
برای تأمین آب مدرسه هر ماه از بچهها پول دریافت میشود، در پی یک باران چند ساعته سرپناه مردم در استان های مختلف ویران میشود، سه روستای شهرستان چابهار به طور کامل تخلیه میشود، در آذربایجان شرقی و سه استان غربی دستکم نفر۳۲ کشته و ٣٧ نفر مفقود میشوند،۱۶۸ واحد مسکونی در شهرهای کنارک، دلگان، نیکشهر، چابهار و….بالای ۶۰ درصد تخریب میشوند و یک هزار و ۴۳۵ نفر از مردم جنوب آواره، اعتصاب ها و تشکل های مستقل کارگری با خشونت سرکوب می شوند و اکثریت جامعه به ورطه فقر و بی تامینی سقوط می کند
در مقابل: دولتمردان به تصرف گنجینه منابع طبیعی وسرشاراز نفت، گاز، آب، خاک، طلا، مس و حتی آثار باستانی مشغولند، و حامی هرگونه فساد اداری گسترده، رشوه، اختلاص، تبعیض و استثمار، پرونده اختلاسهای مالی در دستان نهاد ها و مسئولان مختلف در گردش است، فیشهای حقوقی نجومی برخی مدیران افشا میشود، مسئولین پاداشها و وامهای چند صد میلیونی دریافت میکنند، سه هزار فیش بین۲۰ تا ۵۰ میلیون تومانی و۳۰۰ فیش بالای ۵۰ میلیون تومانی، در حالیکه به استناد ماده۷۶ قانون خدمات کشوری هیچکس دردولت نباید بیش از ۷ برابر حداقل حقوق یک کارمند عادی حقوق بگیرد.
۱۳۹۶ فروردین ۲۷, یکشنبه
کشته و مفقود شدن بیش از ۴٠ نفر در سیلابهای اخیر غرب کشور
ریزشهای بیوقفه باران طی روزهای اخیرموجب جاری شدن سیلاب در نقاط مختلف غرب کشور شد که طی آن تعداد زیادی از شهروندان کشته یامفقودشدند.
بنابر اخبار منتشر شده، روز جمعه ٢۵ فروردین، ریزش بیوقفه باران در شهرهای متعدد ایران، جاری شدن سیلاب و نهایتا کشته و مفقود شدن تعداد زیادی از شهروندان را در پی داشت.
آژانس خبررسانی “ایسنا” بنابر گفته مسئول سازمان مدیریت بحران ایران اعلام کرد، که تا کنون آمار جانباختگان سیلاب روزهای اخیر در آذربایجان غربی و شرقی و نیز سنندج به ۴١ نفر رسیده است که ٧ نفر نیز تا کنون سرنوشت نامعلومی دارند.
اسماعیل نجار در همین باره افزود: تا کنون جسد ۶ شهروند در شهر آذرشهر آذربایجان شرقی پیدا شده است که با این حساب تعداد کشتەها در این شهر به ١٨ نفر میرسد.
همچنین جاری شدن سیلاب در شهرهای مختلف کوردستان، کشته و مفقود شدن ١٠ نفر را در پی داشته است که آژانس کُردپا اسامی و عکسهای جانباختگان این واقعه را طی خبری منتشر کرده است.
در همین راستا مدیر کل “راهداری” آذربایجان غربی اعلام کرد که: راههای ارتباطی شهرستانهای “اشنویه” و “پیرانشهر” با خسارتی بیش از ٢۵٠ میلیارد ریال روبرو شدەاند و بخش کشاورزی نیز با ضرری بالغ بر ١۵٠٠میلیارد ریال مواجه میباشد.
تا کنون نهادهای حکومتی و مسئول، هیچ گونه آمار دقیقی در رابطه با میزان خسارت وارده ناشی از سیلابهای اخیر در غرب کشور را اعلام نکردەاند.
دستگیری بیش از ۳۰ پسر همجنسگرا در اصفهان
پنجشنبه شب هفته گذشته نیروی انتظامی اصفهان با حمله و شلیک تیر هوایی به یک میهمانی دوستانه در باغ بهادران اصفهان، نزدیک به چهل پسر را بازداشت کرد. گفته میشود میهمانان این میهمانی شبانه همجنسگرایان مرد بودند و تنها دو سه نفر از افراد حاضر توانستند از دست ماموران فرار کنند
از آنجا که برخی حاضرین آرایش کرده بودند،خانواده آنها نگران اتهامات سنگین برای فرزندانشان هستند

بنا بر گزارشهای دریافتی بازداشت شدگان را به اتهام لواط، مشروبخواری و مصرف مواد روانگردان به زندان دستگرد منتقل کردند و قرار است متهمان را برای تست رابطه جنسی، به پزشکی قانونی بفرستند!
افرادی که از دست ماموران موفق به فرار شده اند ضمن رد این اتهامات گفتند تنها یک میهمانی بود، و دوستان و خانوادههای دستگیرشدگان از این بابت بسیار نگران هستند.
از طرفی خانواده بسیاری از این افراد از همجنسگرا بودن فرزند خود بی خبر بودند و به همین دلیل فشار روحی زیادی به آنها وارد شده است.
روز شنبه برابر ۲۶ فروردین ۹۶ قاضی کشیک به محل اعزام کردند و افراد را به زندان دستگرد اصفهان منتقل نموده و برای تعدادی قرار وثیقه های سنگین صادر کردند و هم اکنون خانواده های تعدادی در پی فراهم کردن وثیقه هستند و از سرنوشت و حکم باقی افراد خبری در دست نیست.
لازم به ذکر است که سن افراد حاضر در این میهمانی ۱۶ تا ۲۷ سال بوده است.
لازم به ذکر است که سن افراد حاضر در این میهمانی ۱۶ تا ۲۷ سال بوده است.
بازداشت شدگان هم با اطلاع پیدا کردن خانواده آنها از موضوع دگرباش بودن این افراد حال با خطر طرد شدن توسط خانواده ها هم روبه رو هستند.
#همجنسگرایی_جرم_نیست
جنبش رنگین کمان
۱۳۹۶ فروردین ۲۵, جمعه
تنبیه دانش آموزان یا معلمان!؟
سالهاست که از جایگاه دانش آموز و حقوقی که باید در قبالش رعایت شود، صحبت میشود. رسانههای مختلف رسمی و شبکههای مجازی، هر چند وقت یکبار با انتشار خبر یا کلیپی تصویری از کلاسی درس، و عملکرد غلط یک معلم، چالشی جدید ایجاد میکنند و نوک تیز انتقادات را به سمت معلمان نشانه میگیرند. در همین سالها بارها یادداشتها و مصاحبههایی از فعالین صنفی معلم، رسانهای شده است که بر رعایت حقوق دانش آموزان و تقبیح عمل زشت تنبیه در کلاس درس تاکید دارند. کانونهای صنفی نیز با صدور بیانیه و حتی تغییراتی در اساسنامهی خود دفاع از حقوق دانش آموزان را جزئی از اهداف فعالیتهای خود قرار دادهاند؛ نمونهی آن کانون صنفی معلمان استان تهران است که ارتقاء جایگاه عناصر سه گانهی آموزش یعنی معلم، دانش آموز و اولیا را به عنوان بخشی از اهداف اصلی به اساسنامهی کانون اضافه کرده است.
تقریباً در شرایط جدید همه در این مسئله اتفاق نظر دارند که برخورد قهری و فیزیکی با دانش آموز در کلاس درس، خارج از اصول تربیتی دنیای مدرن بوده و باید از اصول کاری روشهای کلاس داری خارج شود. کاهش کلی چنین برخوردهایی در کلاسهای درس شاهد چنین اتفاق نظر و همبستگی فکری است.
با این حال به نظر میرسد در این شرایط کسی توجهی به حقوق معلمان در کلاس درس ندارد.
مشکلاتی که معلمان برای ادارهی کلاس و کنترل دانش آموزان با آن مواجه هستند، شامل موارد زیر است :
با توجه به شرایط حاکم بر جامعه و کاهش اهمیت علم آموزی، دانش آموزان از انگیزهی لازم برای تحصیل و کسب دانش برخوردار نیستند. بارها معلمان با این سوال از سوی دانش آموزان مواجه میشوند که ادامهی تحصیل چه تاثیری در آینده و سرنوشت آنها خواهد داشت؟ این سوال در جامعهای که فردگرایی منفی و سودمحوری به عنوان یک ارزش اجتماعی تثبیت شده است، به نظر نمیرسد چندان هم غیر واقع بینانهای باشد.
فشار مسئولان بالاتر در آموزش و پرورش، چه به صورت رسمی در غالب بخشنامه یا به صورت غیر رسمی، بر این پایه استوار است که به منظور کاهش هزینهها، معلمان موظف هستند با بالا بردن آمار قبولیها و کاهش مردویها هر ساله تعداد بیشتری از دانش آموزان را از چرخهی آموزشی خارج کنند. در این مسیر ضمن بی توجهی به کاهش کیفیت آموزشی، تنها ابزار معلم برای کنترل کلاس درس، و اعمال فشار بر دانش آموز، یعنی نمره نیز از دسترس خارج میشود.
تغییرات هنجاری در جامعهی کنونی، افزایش مشکلات اقتصادی و معیشتی و اخلاقی در میان خانوادههای ایرانی، رشد شبکههای مجازی و افزایش آگاهی بعضاً مخرب در میان دانش آموزان، شرایطی را ایجاد کرده که عملاً خانوادهها نقش نظارتی خود بر فرزندانشان را از دست بدهند. این مسئله به خصوص در مقاطع تحصیلی بالاتر، نمود بیشتری دارد. در واقع، درحالیکه خانوادهها درگیر بسیاری از مشکلات درونی خود هستند، انتظار برای ارائهی نقش تربیتی معلم در کلاس درس و مدرسه بیش از پیش افزایش یافته است.
به این موارد باید مشکلات اقتصادی و معیشتی خودِ معلمان را هم اضافه کرد. با این حال و با وجود مشکلاتی که اشاره شد، همه در این مسئله اتفاق نظر دارند که تنبیه بدنی و روانی دانش آموز، عملی غیر قابل توجیه برای ادارهی کلاس است. اما این سوال باقی میماند که با این شرایط یک معلم چگونه میتواند نقش نظارتی-تربیتی و علم آموزی خود را ایفا کند؟
و مهمتر اینکه در مقابل سطح بالای انتظار فراهم آمده، پشتوانهی حمایتی معلمان کدام نهاد و مرجع تصمیمگیر است؟
درحالیکه در سالهای اخیر تنبیه دانش آموزان با واکنش مناسب و به موقع مسئولان آموزشی مواجه شده است، در موارد متعددی که معلم از طرف دانش آموز یا اولیا مورد حتک حرمت و حتی آسیب بدنی قرار گرفته، از طرف مسئولان آموزش و پرورش هیچ اقدام حمایتی صورت نگرفته است .
نگاهی به فرایندهای آموزشی در کشورهای توسعه یافته نیز نشان میدهد که این مسئله حتی در این کشورها نیز به عنوان یک معضل اساسی در سالهای اخیر مورد توجه بوده است.
انگلستان از جمله کشورهایی است که در اجرای قوانین سخت گیرانه به نفع دانش آموزان ید طولانی دارد. با این حال در سالهای اخیر و با افزایش میزان رفتارهای ناهنجار دانش آموزان در کلاسهای درس، قوانینی بازدارنده را به تصویب رساندهاند.
بر اساس این قوانین اولیای دانش آموزان خاطی باید پاسخگوی رفتار و کردار آنها باشند و مسئولیت رفتار زشت و زنندهی آنها را در مدارس بپذیرند. مسئولان مدرسه حق دارند والدین دانش آموزی را که به دلایل اخلاقی و درسی با هنجارهای مدرسه هماهنگ نیست و موجب رنجش دبیران یا دیگر دانش آموزان میشود، جریمهی نقدی کنند و تا زمانی که این جریمه از طرف آنها پرداخت نشود، مدرسه حق دارد دانش آموز خاطی را در کلاس و محیط مدرسه نپذیرد.
هدف از اعمال چنین قوانینی بیش از هرچیز، یادآوری نقش و وظیفهی والدین و خانوادهها در قبال مسائل تربیتی فرزندان خود است. چیزی که به نظر میآید در ساخت آموزشی کنونی ما، مورد غفلت جدی قرار گرفته است. اگرچه سالهاست نهادهایی مثل انجمن اولیا و مربیان در مدارس به ایفای نقش میپردازند، با این همه نقش کلی چنین نهادهایی صرفاً به جمع آوری کمکهای مالی برای مدرسه و تامین بودجهای که دولتها از زیر پرداخت آن شانه خالی میکنند، خلاصه میشود. به نظر میرسد در این شرایط، و با توجه به کاهش اسفناک کیفیت آموزشی و تربیتی در مدارس ایران و محدودیتهای گوناگون معلمان برای ایفای نقش تربیتی خود، بروز برخوردهای زنندهی دانش آموزان بر علیه معلمان در سر کلاسهای درس اجتناب ناپذیر است. شاید تدوین و اجرای قوانینی مشابه کشورهایی چون انگلستان، بتواند در کاهش چنین ناهنجاریهایی موثر باشد؛ اگرچه راه حل نهایی نیست.
به نظر میرسد راه نهایی حل چنین معضلی افزایش ارتقاء روابط میان عناصر سه گانهی آموزش، یعنی معلم، دانش آموز و خانوادهها است. با توجه به عدم کارایی دولتها و بی توجهی مسئولان آموزشی به این مسئلهی مهم، همکاری نهادهای مدنی و صنفی مربوط به معلمان و کودکان، میتواند گزینهی مناسبی برای رسیدن به چنین دستاورد مهمی باشد.
ماهنامه خط و صلح: محمد حبیبی
آلودگی هوای فروردین رکورد زد
مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست در حالی مدعی بهبود کیفیت هوای پایتخت در سال جاری هستند که وضعیت تعداد روزهای ناسالم در سال ۹۶ رو به افزایش است.
اشتراک در:
پستها (Atom)

